خانه / پرسش ها و پاسخ ها

پرسش ها و پاسخ ها

پرسش های خود را از طریق برگه تماس برایمان بفرستید.

این برگه اندک اندک تکمیل خواهد شد.

این سایت درباره چیست؟

در این سایت مطالبی درباره خواب روشن و همه ی پدیده های مرتبط با آن منتشر می شوند. خواب روشن نوعی خواب است که از منظر عینی و ذهنی نه می توان آن را خواب و نه بیداری نامید. آنطور که دستگاههای آزمایشگاهی نشان می دهند، فعالیت های مغزی و بدنی فرد در حالت خواب روشن مخلوطی از خواب و بیداری ست. یعنی اندام های بدن شبیه فردی که به خواب رفته عکس العمل نشان می دهند و فعالیت مغزی شبیه فردی که بیدار است. از منظر ذهنی هم خواب بیننده می داند که خوابیده اما آنچه که تجربه می کند کاملا واقعی به نظرش می رسد. خواب روشن با وانهادگی جسمی، مدیتیشن و هیپنوتیزم فرق دارد. هر کدام از اینها الگوهای مغزی خاص خود را دارند اما لزوما و نه حتما می توانند مدخل یا مقدمه ای برای ورود به خواب روشن باشند.

خواب روشن چیست؟

خواب روشن ترجمه تحت اللفظی Klartraum  است. این واژه اولین بار توسط یک متخصص خواب آلمانی به نام پاول تولای به کار برده شد. منظور از خواب روشن خودآگاهی در خواب است. یعنی فرد می داند که دارد خواب می بیند و خوابش بسیار روشن و و اقعی به نظر می رسد.  محققان خواب پدیده خواب روشن را به دلیل اینکه در آزمایشگاه قابل بررسی ست مورد مطالعه قرار می دهند و سعی می کنند از آن در ورزش، روان درمانی، روانشناسی خلاقیت و شناخت خود استفاده کنند. اصطلاح خواب روشن در مجامع علمی تا حدود زیادی اشاره به همان چیزی ست که در زبان عرفانی و رازوری از آن تحت عنوان خروج از بدن، برون فکنی یا پرواز روح یاد می شود. دانشمندان تجربی خروج از بدن را قبول ندارند یا اگر هم قبول داشته باشند اعتقاد خود را در تفسیر نتایج آزمایش های علمی دخالت نمی دهند. آنها معتقدند که خروج از بدن توهمی ست که مغز در هنگام رویا ایجاد می کند و اگر غیر از این باشد باید بشود آن را ثابت کرد که این امر تا به حال به شکلی که بتوان آن را در شرایط آزمایشگاهی تکرار کرد محقق نشده.

آیا خواب روشن پدیده ای ست متعلق به دنیای مدرن؟ اصطلاح خواب روشن اصطلاحی علمی و جدید است اما آنچه که خواب روشن به آن می پردازد خیلی قدیمی و تقریبا در همه جوامع شناخته شده است. در واقع می توان گفت این پدیده مثل علم شیمی به دنیای رازوران و عارفان تعلق داشته و با پیدا شدن شواهد علمی مبنی بر امکان بروز آن در شرایط آزمایشگاهی به دنیای علم تجربی راه یافته است. تحقیقات درباره خواب روشن هنوز در مراحل ابتدایی ست.

اسامی دیگر خواب روشن چیست؟

در زبان فارسی برای اشاره به خواب روشن اسامی و اصطلاحات زیادی وجود دارد چندتایی از ترجمه کتاب های غربی یا از زبان عربی وارد ادبیات فارسی شده اند و چندتایی هم از زبان رازوری و عرفانی. اسامی و اصطلاحاتی که به خواب روشن یا پدیده های جانبی مرتبط با آن اشاره می کنند: پرواز روح، خروج از بدن، برونفکنی، خواب شفاف، رویا بینی، کالبد مثالی یا کالبد اختری یا جسم ستاره ای، خلع بدن، رویای صادقه، سیمیا.

خواب روشن به چه درد می خورد؟

اگر نویسنده یا هنرمند یا پژوهش گر و یا ورزشکار حرفه ای باشید خواب روشن دریچه تازه ای به روی شما خواهد گشود. اگر هم به جهان های رویا و دنیای غیب اعتقاد داشته باشید با اولین خواب روشن عجیب ترین و سرزنده ترین ماجرای زندگیتان را شروع خواهید کرد.

کجا می توانم اطلاعات دقیق و بی طرفانه ای از پدیده خواب روشن پیدا کنم؟

در وب فارسی معتبرترین سایت اینترنتی برای اطلاع درباره این پدیده تارنمای خواب روشن است. ما تلاش می کنیم که بی طرفانه و از موضع خنثی به تدریج مطالب علمی یا رازوری و عرفانی را بررسی کرده و با ذکر منابع به شما انتقال دهیم. در صورتی که به زبان انگلیسی یا آلمانی مسلط باشید منابع علمی بسیاری در اینترنت پیدا می کنید. توجه داشته باشید که گیرندگی این پدیده موجب شده تا شیادان معنوی، فرقه ها و استاد نماهای بی شماری در وب فارسی و بین المللی با سوءاستفاده از عقاید شما ادعاهای فریبنده داشته باشند. مواظب باشید که از شما سوءاستفاده نکنند.

چطور می توانم خواب روشن را تجربه کنم؟

اگر علاقمند به تجربه خواب روشن هستید تا آنجا که وقتتان اجازه می دهد درباره این پدیده و پدیده های مرتبط با آن مطالعه کنید. هم زمان از روش های علمی، تجربی، رازوری یا عرفانی که در این سایت منتشر شده یا به تدریج منتشر خواهند شد استفاده کنید. خوشبختانه اکثر روش های تجربه خواب روشن وقت گیر نیستند و لحظاتی قبل از خواب یا بلافاصله بعد از بیداری یا در طول روز همزمان با فعالیت های روزمره می شود آنها را اجرا کرد. مهم ترین موضوع در رابطه با یادگیری و تجربه خواب روشن تمرینات مستمر است. تمرینات گاهگاهی هم اثر دارند اما همیشه به نتیجه نمی رسند.

چه روشی مناسبترین روش است؟

بستگی دارد چه کسی و در چه زمانی آن را اجرا می کند. اگر دانش آموز یا صبح کار هستید ممکن است روش هایی که با بیدار شدن در طول شب مرتبط هستند برای شما مناسب نباشند. بهتر است آخر هفته یا روزهای تعطیل به این روش ها بپردازید. اینکه کدام روش را انتخاب می کنید بستگی به سلیقه و برنامه شبانه روزی شما دارد. مهمتر از آن تمرینات مکرر است.

آیا می توانم روش های مختلف را امتحان کنم و فقط به یک روش نپردازم؟

بله می توانید. آدم ها دو دسته اند. یک دسته آنها که کاری را شروع می کنند و مرتبا تکرارش می کنند و یک دسته آنهایی که مرتب از این شاخ به آن شاخ می پرند. اگر به دسته اول تعلق دارید ابتدا با اجرای همه روش ها بهترینش را انتخاب کرده و آن را مرتب تمرین کنید. اگر به دسته دوم تعلق دارید هر روز هر روشی را که مناسب یافتید اجرا کنید. در هر دو صورت نتیجه خواهید گرفت. اما نکته بسیار مهم این است که تمرین هایتان را به طور مستمر انجام دهید.

چقدر طول می کشد تا بتوانم خواب روشن داشته باشم؟

بستگی به نوع زندگی شما دارد. اگر تمرین ها را بدون قطع کردن ادامه دهید به احتمال زیاد بعد از سه تا چهار هفته و حداکثر دو تا سه ماه اولین تجربه خواب روشن را خواهید داشت. اگر نگرانی های فکری زیاد داشته باشید ممکن است زمان بیشتری طول بکشد. اگر هم به خواب روشن اعتقادی نداشته باشید آن را تجربه نمی کنید. در صورتی که ورزش های شرقی تمرین می کنید (به ویژه یوگا و کونگ فو) یا اگر به طور مرتب مدیتیشن می کنید با یک سری روش های هوشیار آغاز بعد از دو تا پنج بار تمرین خواب روشن را تجربه خواهید کرد.

بعد از یک تصادف شدید متوجه شدم که در جسم خود نیستم. جسمم را می دیدم و در حالی که برادرم زیر بغل مرا گرفته بود و در راهروهای بیمارستان می برد پشت سر جسمم راه می رفتم. اگر روح من از جسمم خارج شده بود پس چطور هنوز زنده بودم و می توانستم راه بروم؟

هم در مبحث خواب روشن و هم در مبحث تجربه خروج از بدن، از خروج روح حرفی زده نمی شود. بسیاری از کسانی که تجربه خروج از بدن را دارند اصلا اعتقادی به روح ندارند و از استدلال هایی مثل خروج آگاهی از بدن حرف می زنند. اصطلاح خروج روح از جسم یا پرواز روح بیشتر در عرفان شیعی و نیز بعضی از مکاتب هندی دیده می شود و به نظر ما اصطلاحی غلط انداز است. چیزی که از جسم خارج می شود روح نیست بلکه به تعبیر رازوران جسم دوم یا کالبد اختری ست. شما پس از تصادف با جسم اختری تان خودتان و برادرتان را دیده اید. به چنین اتفاقاتی تجربه ی نزدیک به مرگ می گویند. این رویدادها نشان می دهند که آگاهی می تواند به تناوب بین جسم اختری و جسم فیزیکی جا عوض کند.

آیا می شود در خواب روشن سفر زمان را به انجام رساند؟

جواب شما درباره سفر به زمان آینده هم بله و هم خیر است. خیر از این جهت که اگر بشود در خواب روشن آینده را پیش بینی کرد، این توانایی از چشم محققان خواب روشن در آزمایشگاههای اروپا و آمریکا مخفی باقی نمی ماند و حتما آن را ذکر خواهند کرد چون ارزش  بردن جایزه نوبل را دارد. از طرفی اگر از بین جبر و اختیار قائل به اختیار باشیم، و معتقد باشیم که سرنوشت هیچ کس از پیش نوشته نشده، که منطقی هم هست، بنابراین آینده را نمی شود پیشگویی کرد.

بله از این جهت که بسیاری از کسانی که خواب روشن و برون فکنی را تمرین می کنند تجربیاتی داشته‌اند که بعداً در واقعیت به وقوع پیوسته اما توجه کنید که چنین تجربه هایی را می شود تحت مبحث تلقین قرار داد. یعنی شما چیزی در رویای شفاف می بینید و آن واقعه رویایی چنان تاثیر شگرفی بر شما می گذارد که در واقعیت اتفاق می افتد.

اما سفر به گذشته چطور است؟ در خواب روشن قطعا می توان به گذشته شخصی سفر کرد. یعنی اتفاقاتی را که در گذشته برای خودتان رخ داده دوباره می توانید ببینید و از دید سوم شخص یا اول شخص این خاطرات را دوباره مرور کنید. و این تجربه دوباره خاطرات چنان قوی و زنده است که انگار دوباره زندگی خود را زندگی می کنید.

آیا نوشتن می تواند به تقویت استعداد خواب روشن کمک کند؟

بله غیر مستقیم میتواند به رویا بینی شما کمک کند. وقتی که می نویسید، ذهن شما روان و زلال می شود. هرچقدر که بهتر و ساده تر بتوانید چیزی را که در ذهنتان است روی کاغذ بیاورید، به طوری که دیگران به راحتی معنی حرفهایتان را بفهمند، ذهن شما بهتر و راحتتر می تواند در رویا آگاه شود. از طرف دیگر نوشتن مثل بیرون انداختن یک بار ذهنی ست. یعنی وقتی می نویسید همه ی چیزهایی که فکر شما را مشغول می کنند روی کاغذ می آیند و ذهنتان سبک می شود. اینطور شانس خیلی بهتری برای برونفکنی یا خواب شفاف دارید.

نوشتن ذهن را منضبط می کند. ذهن شما کم کم یاد می گیرد که درباره هرچیزی به نحوی روشن اندیشه کند. از جمله در خواب. یا در مراقبه.

آیا می‌توانم شخصیتی که مورد علاقه ام است در رؤیا خلق کنم؟

بله. کاملا امکانش هست. حتی شما می توانید شخصیت های کارتونی یا سینمای ذهنی برای خودتون خلق کنید. اما توجه داشته باشید که چیزی که در رویا می بینید دقیقا همان چیزی نیست که در بیداری برایش داستان ساخته اید. چون داستان را خودآگاهی شما می سازد اما رویا را ناخودآگاه شما می سازد. ناخودآگاه شما می تواند از داستانی که شما در بیداری ساخته اید مثل یک سوراخ یا تخته پرش استفاده کند و شما را به جهان هایی که تخیلِ صرف نیستند پرت کند.

آیا می‌شود بازی هیتمن را در رؤیای آگاهانه شبیه سازی کرد؟

در رویای آگاهانه شما می توانید بازی هیتمن یا هربازی دیگر را به عنوان اول شخص یا هرطور دلتان می خواهد بازی کنید. طبیعتا ابتدا باید در رویابینیِ آگاهانه حرفه ای شوید و دفعات اول به دلیل اینکه برای ذهن و خودآگاهیِ شما اولویت های مهمتری موجود است، انجام این بازی سخت یا غیرممکن است. در برونفکنی یا موقع خروج از جسم، امکان شبیه سازی بازی ها یا بازی کردن وجود ندارد.

سلام. من امروز صبح برون فکنی داشتم و وقتی چشامو باز کردم خواهرم داشت باهام صحبت میکرد(منو خواهرم تو یه اتاق میخوابیم) و تو حالت برون فکنی میگفت نکن این کارو و گوشه ی تختم خوابیده بود منم خیلی ترسیدم. سوال من اینه من هر سری که حالت برون فکنی برام پیش میاد و چشامو باز میکنم یکی هست که نذاره. چرا؟ اصلا نمیتونم رو پرواز تمرکز کنم.

بزرگترین علتی که برون فکنی به سرعت تمام می شود این هست: وقتی که فرد بعد از برون فکنی در کنار جسم خودش باقی بماند یا به جسمش نگاه کند، به احتمال زیاد برون فکنی او تمام خواهد شد. حالا این تمام شدن ممکن است مثل مورد شما از طریق  شبح باشد که مثل خواهرتان هست.

دو چیز را حتماً  رعایت کنید. البته  مشکل است  ولی با تمرین، عادی می شود. اول اینکه بعد از برون فکنی به سرعت از اتاقت و از جسم خود دور شوید. برای دور شدن از جسم چند راه وجود دارد. ساده ترینش این است که با صدای بلند بگویید: میخواهم از اینجا به … پرواز کنم. به جای نقطه چین میتوانید هر مکانی بگذارید. مثلاً بهشت!

دوم اینکه ترس را از خودتان دور کنید. چون  موقعی که از جسم بیرون هستید هیچ نیرویی نمی تواند به شما آسیب برساند.

من تمریناتی که گفته بودین رو انجام دادم ولی شرع کردم به دیدن کابوس تقریبا پنج شب پشت سر هم کابوس می دیدم که همشون شبیه هم بودن در رابطه با زامبی ها ولی این اواخر کابوس از حشرات می بینم در ضمن بنده قبلا اصلا خواب نمی دیدم به نظر شما ربطی به تمرینات برونفکنی داره یا نه با تشکر,

واضح شدن خواب ها و یادآوری آنها نتیجه مستقیم تمرینات هست. اما محتوای خواب شما یعنی کابوس ها ربطی به این تمرین ها ندارد.

اما دلایل کابوس دیدن: اول: اتفاقاتی که در طول روز می افتد. دوم: استرس زیاد و نگران بودن از چیزی. سوم: خوابیدن بلافاصله بعد از غذا خوردن. چهارم: استفاده از داروها یا قرص های روانگردان.

پیشنهاد می کنیم که برای کم کردن کابوس ها ورزش روزانه را وارد برنامه تان کنید(از روزی ده دقیقه ورزش شروع کنید). اگر هم کسی از آشنایان تازگی‌ها فوت کرده باشد، معمولاً منجر به دیدن کابوس می شود.

یک راه دیگر برای کم کردن کابوس ها، خواب روشن هست. خواب روشن مقدمه ی خروج از جسم هست و منظور از آن بردن خودآگاهی به خواب هست. شما باید شجاعت روبرو شدن با کابوس ها را داشته باشید. هر وقت با این زامبی ها روبرو می شوید، از آن ‌ها سؤال کنید که چرا می‌ خواهند شما را بترسانند. به مجرد اینکه رو در رو از آن‌ ها سؤال کنید، تبدیل به موجودات مفلوکی می‌شوند و از دست شما فرار می کنند. البته فقط موقعی می‌توانید این کار را انجام دهید که بدانید دارید خواب می‌بینید یعنی خودآگاهی خودتان را به دنیای خواب برده باشید.

یک راه دیگر برای کم کردن یا از بین بردن کابوس ها تقسیم خواب هست. مثلاً اگر هشت ساعت می خوابید، خوابتان را به دو قسمت چهار ساعته تقسیم کنید. چهار ساعت در روز بخوابید و چهار ساعت در شب.

 

 بعد از خروج ،بازگشت به چه نحو خواهد بود ؟ اختیاریست یا خود به خود؟ یا راه سومی هم هست؟

باز گشت به جسم کاملاً ساده و روان اتفاق خواهد افتاد. کافی ست اندکی هوشیاری شما متوجه جسمتان شود و کمی روی آن تمرکز کنید. به سرعت خودتان را در جسمتان و در حالتی عادی و کاملاً بیدار خواهید یافت.

در صورتی که در رؤیای آگاهانه یا در حین برونفکنی به دلیلی دچار ترس یا اضطراب یا هیجان یا شوق یا احساساتی مشابه این‌ها شوید، تجربه شما به سرعت به پایان می‌رسد و به جسمتان بر می گردید. (مگر اینکه در این کار حرفه‌ای باشید و بخواهید در آن وضعیت بمانید.)

علتش این است که برونفکنی و رؤیای آگاهانه تجربیاتی هستند که هنگام وقوع آنها، جسم و ذهن در هماهنگی کامل با یکدیگر قرار دارند. به محض اینکه این هماهنگی به هم بخورد، تجربه شما به پایان می رسد. این می‌تواند به خاطر عوامل ذهنی باشد (مثل احساساتی که بالاتر نوشتم) و می‌تواند علت جسمی داشته باشد (مثل موقعی که کسی شما را تکان می‌دهد یا موقعی که احتیاج به دستشویی دارید.).

در هر صورت بازگشت به جسم آسان و راحت خواهد بود.

 

آیا در برون فکنی نوع سوم که در جزوه اول توضیح داده اید امکان شیفته شدن به مناظر بدیع و وسوسه انگیز و باقی ماندن در ان مقطع هست؟

مفهوم زمان در دنیای فیزیکی با مفهوم زمان در دنیای دیگر فرق می کند. بعضی وقت ها در تجربه های اینچنینی شما حس می کنید که یک روز یا یک هفته یا یک عمر در جایی مانده اید. احساس می کنید شگفتی آنچه که می بینید، مدتهاست که شما را در خودش فرو برده. اما در واقعیت فیزیکی ممکن است پنج دقیقه تا ربع ساعت طول کشیده باشد. در چنین مواقعی شدت و کیفیت تجربه برونفکنی شما بسیار بالاست.

اینطور تجربه هایی به ندرت به وقوع می پیوندند و همانطور که بالاتر گفته شد، از نظر بازگشت به جسم جای هیچگونه نگرانی نیست.

 

سوال برام پیش آمده که رویای آگاهانه یا خواب روشن و شفاف همان رویای صادقانه یا احلام یقظه است؟و یا رویای آگاهانه میتونه رویایی باشه که ما اگاهانه طرح انرا می ریزیم؟

اگر در رویای صادقه، شخص رویابین بداند که دارد خواب می بیند، رویایش رویای آگاهانه یا همان خواب روشن خواهد بود. کلا به عنوان معیار در نظر داشته باشید که ویژگیِ اصلی رویای آگاهانه، خودآگاهی در خواب و امکان تغییر مسیر رویا هست. یعنی شما اولا می دانید که در حال خواب دیدن هستید و دوما می توانید بر آنچه که می بینید یا تجربه می کنید اثر بگذارید.

در برونفکنی موضوع به این راحتی نیست و شما در اکثر موارد نمی توانید آنچه را که می بینید یا تجربه می کنید به اختیار خودتان عوض کنید. البته تکنیک هایی برای این کار هست.

 

چگونه وقتی همه چی داره سیاه میشه و خواب تموم میشه و میره و هوشیاریمون کم میشه خواب رو نگه دارم و ادامه بدمش؟

روشی که خیلی وقت ها کار می کند این است که به محض اینکه خواب روشن دارد تمام میشود و حس می کنید هوشیاری  کم می شود در همان عالم رویا فریاد بزنید: شفافیت ! شفافیت! یا : هوشیاری! هوشیاری!

بعد در اکثر موارد (نه همیشه) به سرعت به عالم رویای آگاهانه بر می گردید.

اگر روش بالا کار نکرد یا اگر یادتان رفت روش بالا را انجام دهید، وقتی که رویا تمام میشود و بیدار می شوید سعی کنید از جایتان تکان نخورید و دوباره وارد عالم خواب روشن شوید. البته فقط سی ثانیه تا سه چهار دقیقه تلاش کنید. چون به تجربه مشخص شده که اگر بخواهیم به عالم خواب برگردیم همین سی ثانیه تا چند دقیقه تلاش کافی ست.

گیرایی و جذابیت خوابی که می بینید خیلی مهم است. بعضی وقت ها  خواب روشن اینقدر جذاب و گیرا هست که وقتی هم تمام می شود با کمی تمرکز دوباره می توان به همان فضا برگشت.

 

 برای چی وقتی ۴۵ دقیقه تو خلسه ام و تصاویر هیپناگوژی رو میبینم به ارمیتی وارد نمیشم.  ایا دلیلش اینکه سکوت نیست؟

ممکن است دلایل زیادی داشته باشد. مثلا بعضی روزها آدم روحیه ی همیشگی را ندارد یا بدن یا ذهن آمادگی لازم را ندارند. ممکن است نگرانی های مختلف باشند. یا خستگی یا افکاری که ذهن آدم را مشغول می کنند. به هر حال همه روزها مثل هم نیستند.

شاید هم به خاطر این باشد که خواب کافی داشته اید و بدن نمی خواهد بخوابد. یا شاید هم به خاطر نوشیدن قهوه یا چای زیاده از حد باشد. یا دلایل مشابه.

 

 صبح بعد از یه بیداری کوتاه دوباره خوابیدم و توی خواب آگاه شدم که دارم خواب میبینم بعد از اینکه یه سری از کارهایی که دوست داشتم رو انجام دادم، به این فکر افتادم که برون فکنی کنم و به خودم گفتم که باید به جسمم فکر کنم. به جسمم فکر کردم و حس کردم جسمم داره بزرگ و بزرگتر میشه و بعد از اون حالت پاشدم ودوباره یه سری کارهای دیگه رو که دوست داشتم به صورت آگاهانه انجام دادم

حالا یه  سوال دارم

آیا واقعا در اون حال برون فکنی انجام شده؟

درمورد اینکه این تجربه برون فکنی بوده یا نه، اگر یکی یا چند تا از این احساسات را داشته اید، برونفکنی بوده: اول: احساس ارتعاش. یه حس هست مثل گیر افتادن در یک میدان مغناطیسی. مثل این هست که همه جا در حال لرزش است. دوم: در صورتی که خودتان یا اتاق را ببینید. سوم: شناور شدن در هوا به طوری که نمی توانید جسم اختری را کنترل کنید. (البته در چند بار اول) مثلا می خواهید روی دو پا بایستید ولی با سر به زمین می افتید. مثل وقتی هست که توی استخر میروید زیر آب و می خواهید کف استخر روی پاها (زیر آب) بایستید. اما در صورتی که تصاویر و صحنه ها مرتب عوض شوند، رویای آگاهانه است.

 

قبلا در بین خواب شبانه من به صورت ناگهانی آگاه میشدم وخوابهای آگاهانه که در شب برام اتفاق می افتاد بسیار برام لذت بخش تر بود واحساساتم در اون خوابها بسیار قوی تر بود ولی وقتی صبح بیدار میشم و دوباره میخوابم خوابهایی رو که میبینم خیلی به نظرم مصنوعی میاد وتفاوت زیادی با آگاهی در خواب شبانه دارد به بیان دیگه خیلی با این خوابها حال نمیکنم مثلا امروز صبح تو خواب پرواز هم کردم ولی خیلی برام جالب نبود در صورتی که اگه این اتفاق در خواب شبانه بیفته خیلی لذت بخشه وتا دو سه روز میتونم با این خوابها شارژ باشم.

بین خواب های روشنِ شبانه و خواب های روشنِ صبح (بعد از اینکه بیدار می شویم و دوباره می خوابیم،) یک تفاوت هست: در خواب روشن شبانه، مرحله رم بعد از مرحله خواب عمیق رخ می دهد. یعنی بدن ابتدا در مرحله خواب عمیق کاملا ریلکس میشود و خودش را بازسازی می کند و بعد در مرحله رم وارد خواب روشن می شود. به همین خاطر این خواب های روشن شدیدا پر انرژی هستند. یعنی آدم  حس قدرت عجیبی دارد بعد از بیداری.

وقتی که صبح بیدار می شویم و دوباره می خوابیم و سعی می کنیم وارد خواب آگاهانه بشویم، در واقع چرخه خواب را به هم می زنیم. یعنی بدن بدون اینکه مراحل همیشگی چرخه خواب را طی کند، مستقیم وارد خواب رم و رویای آگاهانه می شود. احتمالا به این خاطر هست که برای شما این خواب های دم سحر یه کم مصنوعی تر به نظر می رسد. ولی به نظرم به تدریج که حرفه ای تر شوید همین خواب های روشنِ صبح هم بسیار عمیق و و اقعی و پر انرژی می شوند.

 

توضیحات این دوره عالیست . من تقریبا به فاصله چند دقیقه وارد حالت آرمیتی میشوم و اغلب در ان حالت پنداره هایی برایم شکل میگیرد اما در حدی وضوح ندارد که بگویم رویا دیده ام اما گاهی کاملا ارتباطی تله پاتیک با افرادی برقرار میشود . و یا حتی حس هایی چون شنوایی و چشایی و بویایی در ان محیط ها فعال میشود .

چه کنم تا این پنداره ها به تصویر در ایند .

در این باره در جزوه سوم و دقیق تر از آن در جزوه چهارم توضیح داده شده. مثلا برای اینکه تصاویر را جلوی چشم های بسته بوجود آورید، باید نگاهتان را یا به سمت بالا متمرکز کنید و یا به سمت بالا و راست.

اگر به سمت بالا و راست نگاهتان را متمرکز کنید، ( با فرض اینکه چشم ها بسته اند)، چیزی را که در واقعیت وجود ندارد می توانید تجسم ببخشید (ادراک دیداری). مثلا اگر من به شما بگویم یه فیل صورتی را تجسم کن، با توجه به اینکه فیل صورتی در عالم واقعیت وجود ندارد ، شما برای تجسم آن در اکثر مواقع (و نه همیشه) باید به سمت بالا و راست نگاهتان را بچرخانید. اما اگر به شما بگویم یه فیل واقعی را تجسم کن، نگاه شما ناخودآگاه در اکثر مواقع (و نه همیشه) به سمت بالا متمرکز می شود.

 

من معمولا بیشتر اوقات وقتی ساعت رو روی ۶ کوک میکنم ساعت ۵٫۳۰به طور طبیعی از خواب بیدار میشم بدون اینکه به نگهبان خواب سپرده باشم یا حتی کوچکترین چیزی به خوم گفته باشم

با این اوصاف تمرین نگهبان خواب رو چطور باید انجام بدم.

در این صورت، مرحله دوم این تمرین را انجام دهید. مرحله دومش به این شکل است:

از نگهبان خواب بخواهید که شما را وسط خواب دیدن هوشیار کند.

اول حساب کنید که پنج ساعت بعد از شروع خوابتان حدودا  ساعت چند می شود. مثلا اگر ساعت یازده شب به بستر می روید و ساعت یازده و نیم خوابتان می برد (تقریبی حساب می کنیم)، پنج ساعت بعد از یازده و نیم می شود ساعت چهار و نیم صبح.

دوم: در مثال فوق از نگهبان خواب بخواهید که شما را ساعت چهار و نیم صبح هوشیار کند. (بیدار نه. بلکه هوشیار).

علتش این هست که بعد از حدود پنج ساعت شما چهارمین چرخه خواب را شروع کرده اید و دقیقا وسط خواب رم هستید و طی یک ساعت بعدش هم به احتمال زیاد در خواب رم به سر خواهید برد. خواب رم همان مرحله از خواب هست که در رویای آگاهانه بیشتر از همه با آن سروکار داریم. بیشتر رویاهای آگاهانه در این مرحله به وقوع می پیوندند.

سوم: سه حالت ممکن است پیش بیاید. حالت اول اینکه نگهبان خواب موفق نمی شود و شما را مثل همیشه نیم ساعت قبل از زنگ ساعت بیدار می کند. حالت دوم اینکه نگهبان خواب بعد از پنج ساعت شما را کاملا از خواب بیدار می کند. حالت سوم که بهترین حالت است اینه که نگهبان خواب شما را در میانه ی خواب رم هوشیار می کند. یعنی به حالتی وارد می شوید که جسم در خواب هست اما خودتان (خودآگاهی شما) بیدار است.

در حالت اول و دوم بهترین کار این است که تکان نخورید و برای دو تاپنج دقیقه یکی از تمرینات رویابینی را تمرین کنید. در حالت سوم بهترین کار این هست که فکرتان را به خروج از جسم متمرکز کنید.

 

آیا بخش برون فکن شده بعد دارد و شبیه فرد خوابیده است یا به شکل توده نامشخصی است که جسم ستاره ای فرد را تایید میکند؟و آیا این بخش یه کیفیت خاکستری لزج و مواج دارد؟

آن قسمت از بدن که موقع برون فکنی بیرون می‌آید یا همان جسم هَوَرقلیایی یا جسم ستاره ای نمودهای مختلفی دارد:

بدون شکل: بعضی وقت‌ها هیچ شکلی ندارد و خودآگاهی ناب هست.

توده ی نور: بعضی وقت‌ها به شکل مجموعه‌ای نورانی ست. در این حالت دیدِ شما سیصد و شصت درجه هست. یعنی همرمان عقب و جلو و بالا و پایین را می‌بینید. این ادراک به خاطر تازگیش ابتدا شما را دچار حالت تهوع می‌کند که موجب می شود تجربه‌تان تمام شود و در جسم فیزیکی خود با احساسات مخلوطی مثل شوک و حیرت بیدار می شوید.

به شکل حیوانات: بعضی وقت‌ها به شکل حیوان نمود پیدا می کند. البته اینطور نیست که فقط از نظر شکل ظاهری حیوان شود بلکه هر پنج حس نیز در صورتی که از آن‌ها استفاده شود، حس‌های حیوانی خواهند بود اما چیزی در درون شما می‌داند که تبدیل به حیوان شده اید. اینجا منظور از حیوان شدن، بعد اخلاقی قضیه نیست. یعنی اینطور نیست که شما تبدیل به موجودی پست تر می شوید. متأسفانه در فرهنگ عرفانی ما که بیشتر تحت تاثیر اسلام و هندوییسم است حیوان بودن موضوع بسیار زشتی ست! و حیوانات مرتبه‌ای پایین‌تر از انسان‌ها دارند! (حتی وقتی می‌خواهیم به کسی توهین کنیم او را حیوان! خطاب می کنیم) این تفکر به فرهنگ عمومی ما هم وارد شده به طوری که محیط زیستمان را با دست خودمان نابود کرده ایم.

به شکل جسم فیزیکی: در اکثر موارد شکل جسم فیزیکی ست. مواقعی که به شکل جسم فیزیکی ست، سه حس بینایی، شنوایی و لامسه بسیار قوی هستند. در این حالت بعضی وقت‌ها به سمت دیوار می‌روید و انتظار دارید از آن رد شوید اما به شدت به آن برخورد کرده و دقیقاً مثل موقعی که در جسم فیزیکی هستید به عقب پرت می شوید. البته بیشتر مواقع راحت از دیوار رد می شوید.

موقعی که جسم ستاره ای شما کپی جسم فیزیکی ست، اگر به آن نگاه کنید، مثلاً اگر به دست‌هایتان نگاه کنید ابتدا آن‌ها را به رنگ شیری یا خاکستری ملایم یا نقره ای می بینید. اگر به دست‌ها خیره شوید و نگاهتان را ادامه دهید، تجربه برونفکنی به پایان می‌رسد و تبدیل به خواب شفاف یا بیدار پنداری می‌شود یا اینکه کاملاً بیدار می شوید.

به تدریج که حرفه‌ای تر می‌شوید، سطح تمرکز و هوشیاری تان بالا می‌رود و می‌توانید هیجان و شوق و ترس خود را کنترل کنید. در این حال اگر باز به دست‌ها خیره شوید ابتدا آن‌ها را به رنگ‌هایی که گفته شد می بینید. اگر نگاهتان را به دست‌ها خیره کنید، دست‌ها شفاف می‌شوند و نقاط یا خطوطی نورانی را در آن‌ها تشخیص می دهید. بیشتر که دقت کنید متوجه می‌شوید این نقاط و خطوط به صورت کامل و هندسی نیستند بلکه به شکل جهانی پر کهکشان با ستاره‌هایی بی شمار به نظر می آیند.

 

آیا حالت آرمیتی همان حالت خلسه و یا به عبارتی دیگر سطح الفا نیست؟ و اگر هست ما این حالت رو به صورت مصنوعی یا حتی طبیعی مثل خود هیپنوتیزمی میتونیم برسیم بعد سعی کنیم برون فکنی انجام بدیم پس نیاز به هوشیاری در خواب کمرنگ میشه و یه جوری راه میانبر حساب میشه چون کم کم و با اگاهی وارد این سطح میشیم آیا اینطور نیست؟

بله همین‌طور است. حالت آرمیتی همان خلسه ی عمیق است. البته خلسه عمیق همیشه با امواج آلفا همراه نیست اما تقریباً همیشه بدون امواج بتا هست.  شما این حالت را با خود هیپنوتیزم هم می‌توانید ایجاد کنید. اصلاً هدف از ورود به حالت آرمیتی همین هست که نوشته‌اید یعنی ورود مستقیم از بیداری به برون فکنی. بدون خوابیدن. این یک تکنیک هوشیار آغاز است.  البته اجرای آن کمی مشکل است و دفعات اول ممکن است خوابتان ببرد یا کاملاً بیدار شوید. یا دچار بیدارپنداری شوید اما اگر در این تمرین حرفه‌ای شوید، بدون خوابیدن می‌توانید برون فکنی کنید.

 

آیا موقع برونفکنی باید طاق باز بود و یا میشه یه پهلو و در حالت جنینی بود؟ چون من اکثرا بحالت یک پهلو و جنینی میخوابم..؟

به نوع خوابیدن زیاد توجه نکنید. مهم‌تر از آن کیفیت درونی فرد است. یعنی تا چه اندازه حال و حوصله تمرین داشته باشید و چقدر جدی باشید. البته خوابیدن به پشت، روند رسیدن به فلج خواب آگاهانه را تسریع می‌کند اما خیلی‌ها به دلیل کمر درد یا به هر دلیلی نمی‌توانند به پشت بخوابند.

حالت جنینی هم خیلی مؤثر است و متخصصان خواب معتقدند که یکی از حالت های مناسب خوابیدن همین حالت جنینی ست.

اما در کل، همانطور که گفته شد کیفیت درونی و روحیه شما موقع تمرین، بسیار مؤثرتر هست تا شکل خوابیدن شما.

 

تمرین تنفس با سیستم یک چهار دو را انجام دادم. فقط اینکه این تمرین چه کمکی به آموزش رویابینی می‌کند؟

با اجرای این تمرین دو هدف را دنبال می کنیم: اول رساندن اکسیژن اضافی به مغز که موجب سرزندگی و هوشیاری بیشتر می‌شود و دوم بالا بردن تمرکز.

فقط در صورتی می‌توانید این تمرین را تا آخر اجرا کنید که بتوانید روی آن تمرکز کنید. این ویژگی ها، یعنی شادابی، سرزندگی و  هوشیاری و تمرکز کمک زیادی به بردن خودآگاهی به خواب می کنند.

البته توجه داشته باشید که این تمرین را قبل از خواب انجام ندهید. چون تمرینات تنفسی که با حبس نفس همراه هستند، قبل از خواب، معمولا موجب بی خوابی می شوند.

 

سؤالم در رابطه با آرام‌سازی جسمی است. من قبل از این، با همان روشهای اکنکار یا رابرت مونرو، از نوک پا تا گردن براحتی ریلکس می‌کردم و دستها و پاهایم تقریباً سِر و بی‌حس میشد. گاهی حتی با رسیدن به چشم سوم، احساس میکردم کل بدنم در حال چرخش است و در آستانه‌ی خروج قرار می‌گرفتم. اما همیشه یک چیز برای جهش آخر کم بود و پس از مدتی تقلا خسته میشدم و به بدنم حرکت میدادم. در سایر موارد نیز، به محض رسیدن به گلو، به‌شدت ترشحات بزاقم سرعت میگرفت و با قورت‌دادن آب دهان، تمام زحمات آرام‌سازی هدر می‌رفت. مطمئن بودم چاکرای گلویم گرفتگی عظیمی دارد. اما هنوز نتوانستم برای این مشکل راه‌حلی پیدا کنم.

به نظر ما برای موفقیت قطعی، از دیدگاههای فرقه ای به این موضوع نگاه نکنید. اصلاً کاری به این نداشته باشید که چاکرا چیست یا اکنکار یا فرقه های دیگر چه می گویند. اول از همه با تمرینات خلسه خود را به حالتی از خود هیپنوتیزم سبک وارد کنید و به خود تلقین کنید که هر دفعه با قورت دادن آب دهان خلسه شما عمیق و عمیق‌تر می شود.

این مشکلی که نوشته‌اید یعنی رسیدن تا مرحله نهایی و آن جهش آخر، تقریباً مشکلی عمومی ست: اول حساب کنید که  شبها به طور متوسط چند ساعت می خوابید. فرض کنیم هشت ساعت. در مرحله دوم هر شب هفت ساعت بخوابید و همان تمرین رابرت مونرو را در طول روز انجام دهید. بدن شما باید به خواب احتیاج داشته باشد وقتی که تمرین را انجام می دهید. اما این احتیاج به خواب اگر شدید باشد خوابتان می برد.

اگر نگاه شما با دید انتقادی و ذهن پرسش گر به زندگی روزمره باشد، یعنی بدیهی‌ترین اتفاقات روزمره را زیر سؤال ببرید، ذهن پرسش گر شما دقیقاً موقعی که به آن احتیاج دارید به کار می‌افتد و شما را در خواب هوشیار می کند.

 

  من امروز تجربه اي داشتم كه وادارم كرد تو فيس بوك دنبال برون فكني برم و گروه شما رو پيدا كنم ، مدتي ميشه كه دارم روي برون فكني به تنهايي كار ميكنم ، امروز بين خواب بعد از ظهر وقتي متوجه شدم كه خواب و بيدارم به خودم دستور دادم از بدنم خارج شم تو يك ثانيه صداي چند تا بوق كوتاه و بعد يه بوق ممتد تو سرم پخش شد ؛ ميدونستم داره اتفاق ميوفته اما نميدونم چرا با اينكه اين همه منتظرش بودم خيلي ترسيدم و ضربان قلبم به حدي رفت بالا كه همه چي تموم شد و يه حسي مثل سردرد گرفتم 🙁

نميدونم اصلا اين تجربه نزديك به برون فكني بوده يا نه اما اگه ميشه لطفا راهنماييم كنين كه بعد از شنيدن اون صداي بوق بايد چي كار كنم . اين دومين باره كه اين اتفاق ميوفته.

تجربه ای که شما داشته اید در امتداد تجربیات خروج از بدن هست و همیشه برای کسانی که می خواهند این کار را انجام می دهند پیش می آید. صدای بوق یا سوت ممتد را موقعی می شنوید که ذهن شما در میانه ی فلج خواب بیدار می شود: یعنی موقعی که شما دارید خواب می بینید، بدن شما بی حرکت است و ذهن شما به هر دلیلی بیدار می شود: شما بیدار می شوید و بدنتان هنوز بیدار نشده. در این حالت یکی از اولین سیگنال هایی که شما را در خود می گیرد صدای یک سوت ممتد و بلند و بعضا گوشخراش است.

اگر کمی دیگر تحمل کرده بودید، متوجه ارتعاش و لرزش شدیدی نیز می شدید و همینطور متوجه می شدید که نه می توانید فریاد بزنید و نه می توانید حرکت کنید.

اولین تجارب فلج خواب و همینطور برونفکنی به همین صورت پایان می پذیرند: کوتاه و شاید نه بیشتر از یک تا دو ثانیه.

کاری که شما باید بکنید این است که در حالتی پاسیو باقی بمانید و منتظر شوید. هرگونه هیجان یا ترس بیش از حد موجب بیدار شدن می شود.

در سایت خواب روشن چند مطلب درباره فلج خواب (بختک ) نوشته شده که شاید به دردتان بخورد.

 

تمرینات ارزیابی واقعیت را انجام دادم و گاهی نیز تمرین در لحظه بودن را تمرین کردم البته وقتی بیاد داشتم مثلا ظرف می شستم توجهم فقط به آب و شستن ظرف و دستم بود.(نمیدانم درست است یا نه؟؟)

منظور از تمرین در لحظه بودن، هوشیاری بیش از اندازه نسبت به خود و محیط اطراف است. اگر در موقعی که ظرف می شستید، توجهتان به ظرف و دستتان و محیط اطراف و خودتان بوده باشد (خودآگاهی)، تمرین را درست انجام داده اید. حالت خودآگاهی یا هوشیاری به خود و محیط، کاملاً با حالت تمرکز فکر (که طی آن خودمان را فراموش می‌کنیم و فقط به یک موضوع یا شیء تمرکز می کنیم) فرق دارد.

این پروسه را که ما اینجا با عنوان خودآگاهی از آن یاد می کنیم، در نوشته‌های گرجیف «به یاد آوری خود» نامیده می‌شود و شاگر وی اوسپنسکی، از این پروسه (پروسه یادگیریِ آگاه شدن به خود و محیط اطراف یا مشاهده و مشاهده گری)، با عنوان راه چهارم یاد می کند.

هر یک از تمرینات ارزیابی واقعیت جرقه ای از این خودآگاهی را ایجاد می کنند. به همین خاطر است که تأکید می‌کنیم این تمرینات نباید به صورت عادتی یا مکانیکی انجام شوند چون هدف، ایجاد حالتی از هوشیاری به خود و محیط اطراف است.

 

در مراقبه از ما میخواستند که سرمان را به جایی تکیه ندهیم چون که بخواب میرویم

اگر اشکالی از نظر شما ندارد این تمرین اگاهی تغییر یافته را نشسته و با چشمان بسته و آرمیتی البته .انجام دهم.

هیچ اشکالی ندارد و شما تمرین آگاهی تغییر یافته را می توانید نشسته روی زمین یا صندلی هم انجام دهید. فقط در موقع انجام تمرین، بهتر است که بدنتان به خواب احتیاج داشته باشد.

 

به نظرتون دیر خوابیدن مثلا ۱ یا ۱۲ خوابیدن روی به یاد اوری خواب تاثیر داره؟ خستگی ذهنی چطور؟ اهنگ گوش دادن قیل خواب چطور؟

دیر خوابیدن تاثیر ندارد. آهنگ هم به نظر نمی رسد که تاثیری داشته باشد. یک سری آهنگ هایی هستند که با استفاده از سیستم رابرت مونرو ساخته شده و گفته می شود که برای خواب روشن مناسبند. ما در این سایت ترجیح می دهیم روی قابلیت های طبیعی بدن تاکید کنیم (بدون استفاده از ابزارهای الکترونیکی یا تکنیکی یا شیمیایی)

اگر شما مدت چرخه های خواب را حدودا یک ساعت و نیم در نظر بگیرید و این مسئله را هم در نظر بگیرید که در پایان هر چرخه، خواب رم یا رویاها رخ می دهند(غالبا)، در این صورت زمان خواب را باید طوری تنظیم کنید که در اواخر چرخه چهارم از خواب بیدار شوید. یعنی بعد از پنج ساعت و نیم و دقیقا موقعی که به شدت مشغول رویا دیدن هستید.

معمولا خواب های شبانه بعد از بیداری به سرعت فراموش می شوند. درصد زیادی از خواب ها تا پنج دقیقه بعد از بیداری محو می شوند چون غالبا در حافظه کوتاه مدت ذخیره می شوند. اگر شما یک یا دو خواب هم به خاطر بیاورید کافی ست.

 

آیا به نظر شما امکان داره هر شب بتونیم رویای آگاهانه داشته باشیم؟؟

امکان دیدن رویای آگاهانه یا حتی دیدن چند رویای آگاهانه در هر شب هست. برای این کار شما احتیاج به هدف و روش دارید. فرض کنیم نویسنده داستان های کوتاه هستید و دنبال سوژه می گردید یا ورزشکار حرفه ای هستید و می خواهید حرکات ورزشی را در رویا هم انجام دهید یا هنرمند هستید و به طرح جدیدی فکر می کنید یا اینکه در رویای آگاهانه با فردی ملاقات می کنید و آنقدر او را دوست دارید که می خواهید هر شب او را ببینید یا به دسته ی رازوران تعلق دارید و می‌خواهید مسافری باشید که شگفتی ها را کشف می کند.

منظورم این است که ذهن شما باید دلیل موجهی داشته باشد و اگر انگیزه به اندازه کافی قوی باشد، هر شب رویای آگاهانه خواهید داشت.

اما اگر انگیزه شما تجربه چیزهایی باشد که در حال حاضر کمبود آن را حس می کنید، چندان پیشرفتی در رؤیای آگاهانه نخواهید داشت: مثلا اگر کسی را دوست دارید و می‌خواهید با او سکس داشته باشید، یا اگر می‌خواهید حس آدم ثروتمندی را داشته باشید، این‌ها در رؤیای آگاهانه کاملاً امکان‌پذیر است اما به احتمال زیاد انگیزه ای کافی برای تجربه ی هر شب شما نخواهند بود.

علاوه بر هدف و انگیزه لازم است که تکنیک و روش صحیحی هم برای ورود به خواب روشن داشته باشید. یعنی با تمرین و اجرای تکنیک های مختلف، آن‌هایی که به شما بهترین نتیجه را می دهند انتخاب کنید.

کلاً در تمرینات خواب روشن، اگر به طور مرتب تمرین شوند، یک سال اول نتایج گاهگاهی خواهند بود و حتی شاید احساس کنید که عقبگرد داشته اید. بعد از حدود یک سال تجربه خواب روشن تثبیت می‌شود و شما تکنیک های خودتان را کشف خواهید کرد.

 

درمورد تنفس یک چهار دو،  دو یا سه بار میتونستم انجام بدم ولی باید کمی استراحت میکردم و معمولی نفس میکشیدم تا بتونم دوباره ادامه بدم آیا به این صورت اشکالی نداره؟

روزهای اول، ممکن است مجبور شوید بعد از چند بار اجرای تمرین، آن را متوقف کرده و عادی نفس بکشید. این کاملا طبیعی ست و هیچ اشکالی ندارد. به تدریج که در این تمرین حرفه ای شوید، می شود به صورت کامل انجامش داد.

البته توجه کنید که سیگار یا قلیان روی اجرای صحیح و کامل این تمرین اثر منفی دارند و بهتر است که استفاده نشوند.

 

اگر تمرین ساده ارزیابی واقعیت رو به این شکل انجام بدیم که

 نگاه کردن به گلدان روی میز/ پرسش خوابم یا بیدار/بستن چشمها … در حالت معمول چشمها را باز میکنیم و چون همان گلدان رو میبینیم  نتیجه میگیریم که بیدار هستیم،

حالا اگر بعد از بستن چشمها سرمون رو به سمت دیگه ای بچرخونیم و طبیعتا رو به سمت شی یا منظره دیگه ای چشم باز کنیم میتونیم ذهن رو فریب بدیم و احیانا ادراک خواب یا بیدار بودن رو مختل کنیم؟؟ (که البته این اتفاق برای چند لحظه کوتاه میفته) سوال اصلی اینه که میتونه به آگاهی و مهارت برون فکنی و خواب شفاف کمکی بکنه؟؟

فقط در صورتی می تواند کمک کند که در انتهای تمرین به خودتان ثابت کنید بیدار هستید: در مرحله اول که از خودتان سوال می کنید خواب هستم یا بیدار، باید سراسر شک و تردید باشید و این مسئله را در نظر بگیرید که ممکن است خواب باشید. در مرحله دوم، که واقعیت را ارزیابی می کنید، باید قاطعانه نتیجه بگیرید که بیدار هستید. طوری که از بیدار بودن خود و کلا از بودن خود متعجب شوید.

در تمرین ارزیابی واقعیت ذهن شما در انتها به سیگنال روشن و واضحی احتیاج دارد. باید بفهمید که بیدار هستید. این موجب می شود که اگر دفعتا همین سوال را در خواب از خودتان بپرسید، متوجه شوید که دارید خواب می بینید.

همانطور که قبلا هم نوشته شد، تمرینات ارزیابی واقعیت را می توانید با خلاقیت خود تغییر دهید یا روش های جدیدی به دلخواه خود برای ارزیابی واقعیت طراحی کنید. مهم این است که تمرین ها را هر روز و حداقل به همان اندازه ای که در جزوه ها نوشته شده انجام دهید.

 

من زمانی که بیدا ر می شوم یادم میره که تکون نخورم و اگر چشمم باز شد ببندمش.  چیکار کنم؟

جواب: راه حل اساسی: هر شب قبل از خواب برنامه فردا را روی کاغذ بنویسید. چه کارهایی در چه ساعتی باید انجام دهید؟ برنامه تمرینات را هم بنویسید. از جمله اینکه بعد از بیداری می خواهید تمرین فلان را انجام دهید و لازمه اش این است که تکان نخورید و چشم هایتان را باز نکنید. بعد از چند روز ذهن شما یاد می گیرد که همواره مطابق برنامه ای که شب قبل برایش نوشته اید عمل کنید.

راه حل فوری: فرض کنیم که بیدار شده اید و فراموش کرده اید که نباید چشم هار را باز کرد یا تکان خورد و از جای خود برخاسته یا تکان خورده اید. اگر هنوز وقتِ خواب دارید، دوباره دراز بکشید ، خود را آرام کنید و تمرین را انجام دهید.

 

در ‌مورد تصاویر آرمیتی: من با بستن چشمام چیز زیادی نمی بینم. فقط موقعی که حس میکنم داره خوابم میبره یه سری تصاویر فانتزی جلوی چشمم میاد ولی اصلا نمی فهمم که کی یه دفعه خوابم می بره. نمیتونم تمرکز کنم که خوابم نبره.

به خواب رفتن یک پروسه ی تدریجی نیست و در یک لحظه اتفاق می افتد. یعنی الان بیدار هستید و لحظه ای دیگر خواب. همانطور که نوشته اید تصاویر فانتزی اندکی قبل از خواب ظاهر می شوند و بعدش بلافاصله آدم خوابش می بره. کار شما این هست که همین مدت کوتاه را که تصاویر فانتزی ظاهر می شوند، تا حد امکان طولانی تر کنید. به این صورت که هوشیاری خود را روی آنها نگه دارید و نگاهشان کنید.  اولش غیرممکن و نشدنی به نظر می رسد. بعد از مدتی شدت و کیفیت و مدت این تصاویر فانتزی زیاد تر می شود. آن موقع متوجه خواهید شد که قبل از این تصاویر فانتزی به پرده سیاه پشت پلک ها نگاه می کنید که مثل آسمانی پر ستاره به نظر می رسد.

وقتی که مدت نگه داشتن تصاویر فانتزی به اندازه کافی زیاد شود، در همان لحظه ای که بدن به خواب می رود، ذهن بیدار می ماند. در این لحظه تقریبا با حالتی انفجاری روبرو می شوید. صدای سوت یا صدای رعد بسیار شدید (یا صداهای مشابه) و احساس زلزله شما را در خود می گیرد که نشانه ی فلج خوب آگاهانه و مقدمه ی خروج از بدن هستند.

 

من وقتی دچار فلج خواب میشم، نمیتونم از جسمم خارج شم خیلی سعی میکنم اما هر بار بیدار میشم.

میشه بگید که وقتی فلج خواب رو حس می کنم دقیقا چه کار کنیم؟!

برونفکنی در فلج خواب برای یک دسته از تمرین کننده ها خیلی راحت هست. اما تعداد زیادی هم دچار مشکل می شوند. برای این کار یک سری تکنیک های کلاسیک وجود دارد.

یکی از این تکنیک ها: وقتی که دچار فلج خواب شدید، قصد کنید که در بستر غلت بزنید و سیصد و شصت درجه دور خودتان بچرخید. در موقع فلج خواب، بدن قادر به حرکت نیست. بنابراین چیزی که حرکت می کند جسم ستاره ای شما ست. و شما این حرکت را کاملا حس می کنید. به محض اینکه بتوانید یک دور کامل به دور خود بچرخید، اگر صورتتان به سمت پایین باشید (صورت اختری)، در تخت فرو می روید. اول همه ی صداهایی که می شنوید (سیگنال های شنیداری) قطع می شوند. بعد همه جا سیاه می شود. کاملا سیاه. و سپس خود را سبک و شناور بیرون از جسم خواهید دید.

 

 چگونه وقتی همه چی داره سیاه میشه و میره و هوشیاریمون کم میشه، خواب روشن رو نگه دارم و ادامه بدمش؟

روش های زیادی برای تمدید رویا وجود دارند. یکی از روش ها این است: به محض اینکه همه چیز تیره و مبهم می شود و حس می کنید خوابتان دارد تمام می شود، دست ها را به هم بمالید و به گرمایی که از این حرکت ایجاد می شود تمرکز کنید. (البته منظور دست های بدن رویاست).

اگر روش بالا کار نکرد یا اگر یادتان رفت روش بالا را انجام دهید، وقتی که رویا تمام میشود و بیدار می شوید سعی کنید از جای خود تکان نخورده و دوباره حدودا سی ثانیه تا دو یا سه دقیقه برای ورود به خواب آگاهانه تلاش کنید. اغلب بعد از بیدار شدن از خواب روشن اگر کاری نداشته باشید و از جایتان تکان نخورید، دوباره وارد عالم خواب روشن می شوید.

گیرایی و جذابیت خواب روشن هم خیلی مهم است. گاهی وقت ها خوابی که می بینیم آنقدر شگفت آور یا زیباست که بعد از بیداری با کمی فکر کردن به آن و بدون اجرای هیچ تکنیکی دوباره ذهن و بدن وارد خواب آگاهانه می شوند.

 

از کجا بفهمم الان تو حالت آرمیتی عمیقم و وقت انجام تکنیک هایی مثل طناب و چرخیدن از سر جایم هست؟

وقتی که در حالت آرمیتی عمیق یا خلسه هستید، قادر به باز کردن چشم ها نیستید. (یا نمی خواهید بازش کنید). بدن، برخلاف آنچه که همه می گویند، سبک نیست. بلکه در خلسه عمیق اغلب احساس سنگینی می کنید. صداهای اطراف را می شنوید. توانایی تصویر سازی ذهنی هم در این حالت بالا می رود.

تکنیک های طناب و تکنیک های مشابه، مال موقع خلسه نیستند. انجام این تکنیک ها در خلسه کمکی به شما نمی کند. (مگر گاهگاهی و تصادفی). این تکنیک ها مال موقعی هستند که شما در حالت فلج خواب هستید. یعنی جسمتان خوابیده اما ذهنتان بیدار هستید.

متاسفانه در اینترنت فارسی و بین المللی، اغلب این تکنیک ها (طناب و غیره ) را به عنوان تکنیک های خروج از بدن نام می برند. اما این ها تکنیک های خروج از بدن در فلج خواب آگاهانه هستند.

 

من معمولا شب ها خیلی زود و زودتر از بقیه اعضای خانواده و در یک اتاق تنها می خوابم.
امروز صبح وقتی بیدار شدم ، خواهرم چیز عجیبی رو بهم گفت ؛
گفت دیشب که ساعت دوازده داشتیم می خوابیدیم و تو هم که طبق معمول زود خوابیده بودی و اون موقع کاملا خواب بودی ؛ علی (برادرم) دیشب استثنائا اومد توی اتاق بغل تو خوابید.
هنوز نخوابیده بودیم که ناگهان تو با صدای بلند، چندین بار علی  رو صدا زدی ؛ علی که تازه خوابش برده بود، بیدار شد و گفت چیه؟ ؛ تو با هیجان خاصی گفتی: ” داداش، به خدا دارم با چشمای باز خواب می بینم ” ؛ علی به تو توجهی نکرد و خوابید ؛
اما من هر چقدر فکر کردم، چیزی از قضایای دیشب که خواهرم تعریف کرد به یاد نیاوردم ؛ فقط یادم می آید که تا آخرین لحظه ی بیداری داشتم به خودم می گفتم که امشب باید خواب شفاف ببینم …
وقتی برادرم اومد خونه ، از او هم قضیه رو پرسیدم و او هم تایید کرد … اما من همچنان هیچی از اون قضیه یادم نمیاد …
و متعجبم که در اون لحظه خواب بودم یا بیدار؟
اگه بیدار بودم، پس چرا هیچی از اون قضیه یادم نمیاد ؟
و اگه خواب بودم، پس چطور تونستم با دنیای حقیقی ارتباط برقرار کنم؟
اگه خواب بودم چطور نسبت به بعد زمانی و مکانی دنیای واقعی و اینکه برادرم در کنارم خوابیده آگاه بودم ؟ در حالی که برادرم وقتی که من خواب بودم اومد کنارم خوابید و من تا خود صبح نمی دونستم که برادرم کنارم خوابیده بوده.
اگه خواب بودم، پس چطور قدرت تکلم داشتم و فک و دهانم فلج نبوده؟
اگه خواب بودم پس چطور صدای برادرم رو شنیدم که جوابم رو داده و من در ادامه بهش جواب دادم؟
منظورم از ” خواب با چشم های باز چی بوده” ؟

همه ما معمولا شب ها پنج تا شش بار به مدت چند دقیقه از خواب بیدار می شویم. این بیداری های شبانه در فاصله بین دو چرخه ی خواب به وقوع می پیوندند. بعد از تمام شدن هر چرخه ی خواب، شما حدودا دو تا پنج دقیقه از خواب بیدار می شوید. غلت می زنید یا خودتان را تکان می دهید یا ممکن است چیزی زمزمه کنید و بعد با شروع چرخه خواب بعدی به خواب می روید. این بیداری های شبانه را معمولا به یاد نمی آوریم. چون در موقع این بیداری ها بدن در خلسه عمیق است. به همین خاطر احتمال دارد که بیداری شما در فاصله دو چرخه خواب بوده باشد.

خواب دیدن معمولا در مراحل پایانی چرخه ی خواب انجام می گیرد. در این مرحله پایانی، خواب ها روشن و واضح هستند و اگر کسی در حین خواب دیدن یا بلافاصله بعد از اتمام چرخه خواب کاملا بیدار شود، رویاهایش را به خاطر خواهد آورد. احتمال دارد که شما در فاصله بین دو چرخه خواب متوجه حضور برادرتان شده و در ضمن چون یادآوری رویاها در آن حالت بسیار روشن و واضحند، به او گفته اید که دارید خواب شفاف می بینید.

فلج خواب هم مال مرحله آخر چرخه ی خواب است. یعنی موقع خواب دیدن. وقتی که بین دو چرخه بیدار می شوید، یا وقتی که مراحل دیگر چرخه خواب را می گذرانید، بدنتان فلج نیست و قادر به صحبت کردن یا تکان خوردن هستید.

 

آیا استفاده از اینترنت و حضور مداوم در شبکه‌های اجتماعی مجازی، باعث کاهش هوشیاری در زمان بیداری و به تبع آن، کاهش استعداد برای برونفکنی می‌شود؟ من چنین احساسی دارم و روزهایی که بیشتر از وسایل ارتباط مجازی استفاده میکنم، حس میکنم هوشیاری‌ام هنگام شب به‌ شدت کاهش می‌یابد.
استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی آنلاین به خودی خود موجب کاهش هوشیاری نمی شوند بلکه چگونگی استفاده از این ابزارها بر هوشیاری اثر می گذارند. فیس بوک و اینستاگرام و سایر شبکه ها مثل بازاری هستند که چند میلیون ایرانی در آنها مشغول فریاد زدنند. این فریادها آنقدر زیاد هستند که هیچ کس حاضر نیست یا نمی تواند به فریاد کسی دیگر گوش سپارد. توقف بیش از اندازه در این بازار شلوغ جز سردرد و گیجی حاصلی ندارد. این در صورتی ست که شما محض تفنن یا به خاطر مد روز بودن بخواهید از این بازار شلوغ بازدید کنید. اما اگر هدف شما مشخص باشد و دقیقا بدانید که به قصد جستجو و خرید کالای معینی وارد این بازار شده اید، بازدید از آن صدمه ای به هوشیاری شما نخواهد زد و شاید آن را تیزتر هم کند.
آنلاین شدن بدون مجهز بودن به آرامش بی فایده است. منظور ما از آرامش، مفهوم هندی یا روانشناسی یا شاعرانه آن که این روزها باب شده است، نیست. منظور از آرامش، معنی شاهنامه ای آن است که در مفهوم رستم متجلی می شود: ترکیب “شتاب” و “درنگ” که منجر به اندازه (تعادل) می شود.

خودآگاهی تغییر یافته رو کامل نتونستم انجام بدم وقتی چشامو می بستم یه پرده سیاهی کشیده میشد هر چی بیشتر دقت میکردم یا سعی میکردم اون لکه های سفید رو بیارم نمیشد ولی حس می کردم دارم باسرعت به سمت داخل سیاهی میرم و… خوابم میبرد.
کلید کار این است که سعی نکنید کاری انجام دهید. حالت شما در این تمرین باید کاملا پاسیو باشد. به همان “پرده سیاه” نگاه کنید اما دقت یا تلاشی برای ظاهر کردن نور یا لکه ی سفید انجام ندهید. احتمالا یا به زودی می خوابید (که در دفعات اول اتفاق می افتد و کاملا طبیعی ست) و یا اینکه اگر هوشیاری خود را روی همان پرده سیاه نگاه دارید، کم کم اشکالی ظاهر خواهند شد.

 مطلبی که عنوان میکنم فهمی است که به تازگی به آن رسیده ام و برایم سوال شده . زمانی که آماده می شوم برای خواب ، یعنی دقیقا زمانی که به آرامش نخستین برای فرورفتن به مرحله نخستین خواب می رسم و درحالی که چشمانم بسته و افکار متفاوت را در ذهن مرور می کنم به تازگی نکته خاصی نظرم را جلب کرده و آن اینکه تمام تصاویر و افراد و مکانهائی را که میبینم و سیر میکنم همگی چهره ها و مکانهای ناشناخته و بیگانه هستند . درست مثل اینکه فیلم سینمائی را مشاهده می کنم که تمام عواملش جدید هستند از افراد گرفته تا مکانهائی که تا کنون ندیده ام . همه بیگانه هستند . سوالم این است که علت تجربه این حالت از چه چیزی نشاات میگیرد ؟ چرا نبایستی چهره و یا مکانی آشنا را مرور کنم ؟ چرا همه چهره ها غریبه اند و ناشناس .

وقتی که فردی ناآشنا یا مکانی ناشناخته را در رویای معمولی یا در حالت آرمیتی عمیق می بینید، این نشان می دهد که قسمت هایی از شخصیت و هویت خودتان را نمی خواهید قبول کنید. ممکن است عادتی منفی یا حالتی از آزردگی یا عدم رضایت درونی از قسمتی از وجود خودتان به شکل شخص یا اشخاص غریبه در رویا ظاهر شوند. در این حال باید از خود سوال کنید که از چه چیزی ناراضی هستید و کجای وجودتان را می خواهید تغییر دهید.

دیدن مکان های ناشناخته به معنی تغییر قریب الوقوع هم هست. ممکن است زندگی بیرونی شما تغییر کرده باشد اما درون شما همچنان با عادات و اندیشه های قبل مشغول باشد. از آنجا که محیط جدید بر اندیشه های ذهنی شما اثر می گذارند، ناخواسته دچار جنگی درونی با خود می شوید که در رویا به شکل مکان های ناشناخته ظاهر می شود.
سلام، چی باعث میشه بعضی خواب ها رو درست مثل واقعیت کاملا بخاطر بیاریم و همیشه تو خاطرمون بمونه (کاملا مثل اتفاقات واقعی، زنده) اما بعضی خواب هارو فقط با نوشتن بتونیم به خاطر بسپاریم (که بیشتر محو و غیرشفاف هم هستند و مثل تصورات یا تجسمی که تو بیداری میکنیم) و درصورت یادداشت نکردن فورا فراموش میشن؟

خواب هایی که خیلی زود فراموش می شوند و در هم و برهم هستند، معمولا یا در چرخه اول و دوم خواب (سه ساعت اول بعد از خوابیدن) دیده می شوند و یا در مرحله خواب عمیق. معمولا اینطور تصور می شود که در مرحله خواب عمیق نمی توانیم خواب ببینیم اما تحقیقات جدید نشان می دهند که در مراحل عمیق چرخه خواب هم خواب دیدن رخ می دهد اما این رویاها بسیار دور و مبهم و گسسته هستند. به همین خاطر یادآوری آنها سخت است. برعکس خواب های سحری یا خواب هایی که بلافاصله قبل از بیداری می بینیم از وضوح بیشتری برخوردارند. علت دیگر وضوح خواب ها ترکیب آنها با خاطرات است. هر خاطره ای احساس یا ردپایی در وجود انسان باقی می گذارد. هر چقدر که آن خاطره مبهم تر باشد، احساسی که از خود به جا می گذارد عمیق تر است. خواب هایی که به چنین خاطراتی گره می خورند، زنده تر و واضح تر هستند.

عواملی که موجب می شوند خواب ها زنده تر به نظر برسند: عدم پرخوری قبل از خواب، نخوابیدن در مستی، مهم بودن مفهوم رویا برای شخص و فکر کردن به آن در طول روز، زندگی آرام. (منظور از زندگی آرام زندگی یکنواخت و تکراری نیست)، نوشتن برنامه روزانه به طوری که شما صبح که بیدار می شوید بدانید در طول روز چه کارهایی باید انجام دهید.

با سلام
ببخشید من می خوام شروع کنم به تمرین خواب شفاف از طریق هوشیار-آغاز( قبلا چند بار روش های دیگر تمرین کردم که در حین خواب تونستم موفق بشم). اما از اینکه تلاشم بجای خواب شفاف به برونفکنی ختم بشه ترس دارم. باید چه کار کنم که این اتفاق نیفته؟

روش های هوشیار آغاز غالبا به برون فکنی ختم می شوند.  روش های خواب آغاز غالبا به خواب روشن ختم می شوند. اما این دو پدیده چنان در هم تنیده اند که تفکیک کردن آنها یا تجربه یکی و نادیده گرفتن دیگری سخت است. ناخودآگاه بسیار بازیگوش است و اگر شما بخواهید فقط خواب روشن و نه برون فکنی را تجربه کنید، دقیقا برعکس عمل خواهد کرد. راه حل بهتر این است که ترس خود را ریشه یابی کنید. بسیاری از ترس ها در واقع فوبی یا هراس هستند. یعنی یا هیچ علتی ندارند یا از باورهای اشتباه و یا از خاطرات کودکی ریشه می گیرند. همچنین از خلال سوالات شما عزیزان کاملا مشخص است که یکی از علت های شایع ترس از برونفکنی، احساس گناه است. یعنی فرد قبلا عمل یا اعمالی که آن را گناه می داند انجام داده و اکنون ترس از عذاب به او اجازه برون فکنی نمی دهد. توجه داشته باشید که برون فکنی یک استعداد طبیعی ست و ربطی به گناه و ثواب ندارد. شما هر چقدر هم که ذکر بخوانید یا پیشانیتان را با جای مهر به درد آورید، تا وقتی که ذهنی زلال، شفاف و منضبط نداشته باشید قادر به تجربه این پدیده نخواهید بود. قصد ما ورود به مباحث مذهبی نیست اما اگر ترس شما نتیجه احساس گناه است، در این راه موفقیت چندانی کسب نخواهید کرد.

 

درود، مطلب آرمیتی را خواندم . برای من خیلی جالب بود آیا می توانم اطلاعات بیشتری کسب کنم؟

درباره روش های تجربه ی حالت آرمیتی به تدریج تمرین های مختلف را در وبسایت خواب روشن منتشر خواهیم کرد. درباره مفهوم آرمیتی و همینطور سایر مفاهیم باستانی خودمان که به نحوی با رازوری سرو کار دارند، در حال تهیه مطالب دست اول با کمک دو کارشناس خبره هستیم.

سلام،من وقتی میخوام از روش تصویرسازی استفاده کنم فقط حالت سوم شخص میتونم خودمو تصور کنم،مثلا وقتی میخوام تصور کنم که دارم غذا میخورم خودمو میبینم که رو میز نشستم و دارم غذا میخورم،هر چقدر سعی میکنم وارد حالت اول شخص بشم بعد چند ثانیه دوباره به حالت سوم شخص برمیگردم،باید چیکار کنم؟

نه تنها شما بلکه اکثر افرادی که از روش تصویرسازی برای ورود به خواب روشن استفاده می کنند، خود را در حالت سوم شخص می بینند. اینکه شما در حالت سوم شخص یا اول شخص بتوانید همه چیز را تصور کنید، نقشی در نتیجه نهایی این تمرین ندارد. بلکه در این تمرین، تقویت تصویر سازی ذهنی بسیار مهم است.  تا وقتی که در حال تصویرسازی هستید، هنوز به خواب یا فلج خواب آگاهانه وارد نشده اید. اگر بدون تجربه ی فلج خواب، خوابتان ببرد، خوابِ همان چیزی را که تصور کرده اید می بینید. و این خواب معمولا آگاهانه است.

 با سلام بنده مشکل روحی دارم آیا با برونفکنی مشکل من بر طرف  میشه؟

جواب: متاسفانه مشکلات روحی با برونفکنی حل نمی شوند. و در ضمن خواب روشن یا برون فکنی برای  افرادی که مشکلات روحی و روانی دارند، بسیار خطرناک است و ممکن است مشکل آنها را زیادتر کند. به نظر ما ابتدا مشکل روحی خود را با مراجعه به پزشک رفع کنید و سپس در صورت علاقه به تمرینات خواب روشن یا برونفکنی بپردازید.

 

میشه برای تمرینات ارزیابی واقعیت از یک ساعت کمک گرفت مانند ساعت گوشی که هر ساعت یک بار همزمان یادآوری بشیم یا خیر؟

بله. هم ساعت زنگ دار، هم زنگ موبایل و یا هر وسیله ی دیگری که به نحوی به شما یادآوری کند، برای تمرینات ارزیابی واقعیت مناسبند. البته توجه داشته باشید که بعد از مدتی ممکن است ذهن شما شرطی شود و به مجرد شنیدن زنگ ساعت تمرین ارزیابی واقعیت را به شکلی اتوماتیک انجام دهید. در این صورت حاصلی نخواهد داشت.

تمرینات ارزیابی واقعیت باید در این لحظه – در زمان حال – انجام شوند.

 

در مورد تصاویر آرمیتی میشه ترفندی بهم بگین که بتونم زمان‌ دیدنشونو بیشتر کنم و بهتر تمرکز کنم؟

تصاویری که در حالت آرمیتی عمیق و هم زمان با بسته بودن چشم ها دیده می شوند معمولا  متحرکند. وقتی به آنها نگاه می کنید، نگاه شما هم همراه تصاویر حرکت می کند. با حرکت نگاه یا تغییر جهت نگاه، افکار شما هم عوض می شوند و عوض شدن افکار موجب عوض شدن تصاویر می شود. هر چقدر که این پروسه سریع تر پیش برود، ذهن شما هم سریع تر خسته می شود و به خواب می رود. برای اینکه به خواب نروید یک راهش این است که تصاویر را ثابت کنید. راه دومش این است که نگاه را ثابت نگه دارید.

نگه داشتن تصاویر سخت است و احتیاج به تمرین بسیار زیاد دارد. اما ثابت کردن نگاه آسان است. بهترین کار این است که نگاه را به بالا و راست بچرخانید و همانجا ثابت نگه دارید. (آلترناتیوهای دیگر نگاه با چشم های بسته در جزوه چهارم توضیح داده شده).  یعنی با چشم های بسته به بالا و سمت راست نگاه کنید. در این حالت نباید به پلک ها فشار آورده یا ابروها را حرکت دهید یا چین به پیشانی بیندازید. نگاه کردن به بالا و راست و پشت پلک ها باید بسیار ملایم و بدون فشار انجام گیرد. اگر نگاهتان را ثابت نگه دارید، تصاویر مرتبا می آیند و می روند اما به تدریج  روشنایی و ماندگاری آنها بیشتر می شود.

 آیا مصرف مواد مخدر یا روانگردان ها تاثیری در نتیجه تمرینات دارن یا نه؟

مواد مخدر و روانگردان هایی که غیر قانونی نیستند مثل قهوه یا الکل و همینطور تعدادی از مواد مواد مخدر غیر قانونی مثل تریاک، کوکائین یا هروئین تاثیر منفی در نتیجه تمرینات دارند. به این صورت که مشکلات خواب ایجاد می کنند یعنی یا شما را مستقیما به خواب عمیق می برند و یا دچار بی خوابی می کنند.

مواد مخدر و روانگردان های دیگر نتیجه ای بسیار بدتر دارند. یعنی از یک طرف به شما احساس اطمینان کاذب می دهند و از طرف دیگر شما را دچار کابوس های وحشتناک می کنند. ترکیب مواد مخدر و روانگردان ها با تمرینات خواب روشن یا برونفکنی نتیجه ای جز عدم تعادل روانی ندارد.

شما ممکن است در وب فارسی یا انگلیسی نوشته های زیادی درباره تاثیر مثبت مواد مخدر بر آگاهی تغییر یافته پیدا کنید اما توجه داشته باشید که نویسندگان این نوشته ها یا مقاصد پولی و مالی دارند و یا اطلاعی از تجربیات خواب روشن و برون فکنی ندارند.

 

اینجانب بختک داشتم  واز طریق یکی از دوستانم که با سایت شما آشنا بود توانستم بختک خود را از بین برده و خواب روشن ببینم,حدود دو ماه هست که خواب روشن میبینم حداقل هفته ای دوبار و توانستم جسم خود را روی زمین ببینم از دیوار رد شدم و توانستم پرواز کنم و به نقاطی بروم و ازین کار لذت بردم . مشکل من این است که نمی توانم زیاد در این وضعیت بمانم و بیدار میشوم, سوال من این است که چگونه میتوانم بیشتر در این وضعیت بمانم و ایا این تمرینات چه اثری بر روی من میگذارد. با تشکر

علت اینکه نمی توانید زیاد در این حالت بمانید احتمالا عدم هوشیاری یا خودآگاهی کافی ست. یک علت دیگر ممکن است خیالبافی زیاد از حد باشد. وقتی که در طول روز و هم زمان با کارهای روزانه درگیر خیالبافی های مختلف می شویم، در واقع انرژی خود را صرف چیزی می کنیم که هیچ سودی ندارد. منظور از خیالبافی درگیری اتوماتیک ذهن با تصوراتی ست که دقیقا در نقطه ی مقابل زندگی واقعی قرار دارند. این می تواند بار ذهنی اضافی ایجاد کند و روی مدت و شدت و وضوح خواب روشن اثر می گذارد.

البته واضح است که هدف گذاری، برنامه ریزی برای آینده و تصور موفقیت وقتی که با عنصر هوشیاری و خودآگاهی همراه باشند، دیگر خیالبافی به حساب نمی آیند.

برای کم کردن خیالبافی و افزایش خودآگاهی،  تمرینات آرمیتی بسیار اثر بخشند.

 

من خواب منظمی ندارم. اکثرا هم دیروقت (حدود ۳ یا ۴) میخوابم. آیا این مسئله تاثیری روی نتایج تمرینات داره یا نه؟

اگر شب ها مشغول شب زنده داری و پارتی های شبانه باشید، تاثیر منفی دارد.  اما اگر شب کار هستید یا مشغولیت شبانه شما با هوشیاری و توجه است، تاثیر بدی روی تمرینات ندارد.

من  وقتی که خواب می بینم می دونم که دارم خواب میبینم اما به عنوان یک ناظر مثل کسی که دارد تلویزیون نگاه میکند داخل تلویزیون نمی تونم بشم یا تغییری در آن بدم فعلا که به نظر خواب روشن می بینم.

خیر. این خواب روشن نیست. در خواب روشن شما می توانید در جریان رویای خود تغییر ایجاد کنید و معمولا به عنوان اول شخص در آن حضور دارید. یا ممکن است مثل موقعی که تلویزیون تماشا می کنید، فیلمی از خود ببینید اما در همان حال “خودآگاه” باشید یعنی بدانید که بیرون یک صحنه ایستاده اید و دارید به صحنه ای که خودتان در آن نقش دارید، نگاه می کنید و هم زمان بدانید که خوابیده اید. در این حالت می توانید به راحتی وارد صحنه رویا شده و همه چیز را از دید اول شخص تجربه کنید.

تجربه ای که ذکر کردید، در صورتی که از وضوح برخوردار باشد رویای شفاف (lucid dream)نامیده می شود.  البته رویای شفافی که در آن امکان تغییر محتوای رویا و تجربه ی رویا به عنوان اول شخص ندارید. اگر این  دو گزینه وارد رویای شما شود (با ادامه تمرین های شبانه امکان پذیر است)، خواب شفاف تبدیل به خواب روشن می شود. خواب ها را با در نظر گرفتن “خودآگاهی” می توان به شکل زیر دسته بندی کرد:

خواب معمولی، خواب نیمه شفاف، خواب شفاف، خواب روشن، برون فکنی

مطلبی که متوجه شدم اگر نیمه شب از خواب بلند شوم و کمی به خواب خود فکر کنم با تقریب خوبی آن را به یاد می آورم ولی زمانی که با زنگ ساعت از خواب بلند می شوم (برای قطع زنگ ساعت باید جابجا شوم) بیاد آوردن خواب تقریبا محال است.

بیداری های نیمه شب معمولا بیداری بین دو چرخه خوابند. در این حالت ذهن و بدن بسیار خواب آلود هستند و در دنیای بین بیداری و رویا (حالت آرمیتی عمیق) سیر می کنند. به همین علت یادآوری خواب ها راحت است اما یادداشت برداری سخت است.

بیدار شدن بعد از زنگ ساعت، چرخه خواب را می شکند. اگر زنگ ساعت شما را از مرحله رم بیدار کند، آخرین خواب هایی که دیده اید به خاطر خواهید آورد اما وقتی که برای خاموش کردن زنگ ساعت یا موبایل خودتان را تکان می دهید، خیلی از صحنه ها به سرعت فراموش می شوند. اگر رنگ ساعت شما را از مرحله عمیق خواب بیدار کرده باشد، معمولا خوابی به خاطر نمی آورید.

با سلام. من هر چند روز یه بار صبح ها احساس خروج از جسم دارم. خروج معمولا همراه با ارتعاش و یا صدا یا چرخش و پرت شدنه. بعد از خروج در اتاق چرخی میزنم و دوباره به حالت عادی برمی گردم. مشکل اینجاست که زمانی که خارج از جسمم هستم با اینکه اجزا و قسمت های اتاق به همون شکل واقعی هستند ولی بعضی چیزها تغییر کردن مثلا جاشون عوض شده یا ممکنه همسرم رو ببینم که داره غذا درست میکنه در حالی که در واقعیت همسرم اون موقع خوابه. بعضی وقتها هم اشخاص آشنا یا اسباب و وسایلی رو میبینم که داخل اتاق هستند در حالی که در واقعیت اونجا نبودن. اینها باعث شدن به اینکه آیا واقعا برونفکنی کردم یا فقط یه رویا بوده شک کنم.

پدیده خروج از جسم و رویای آگاهانه عمیقا در هم تنیده اند به طوری که تفکیک آنها از یکدیگر خالی از اشکال نیست. به نظر ما برونفکنی حالت پیشرفته ای از رویای آگاهانه هست. به همین خاطر در برون فکنی همیشه با عناصر و شکل هایی روبرو هستیم که در واقعیت مادی؛ وجود ندارند. در مورد تجربیات شما احتمال بسیار قوی این است که موقع برون فکنی وارد دنیای ستاره ای می شوید. در دنیای ستاره ای کپی کاملی از دنیای مادی هم وجود دارد.  اما این نسخه یا کپی دنیای مادی با دنیای مادی کمی فرق می کند. مثلا همانطور که نوشته اید، جای اشیاء عوض شده یا افرادی که با آنها برخورد می کنیم ممکن است در همان لحظه آنجا نباشند.

اگر در موقع برون فکنی وارد دنیای مادی (واقعیت آشنا) شوید، باز هم ممکن است با مواردی برخورد کنید که با دنیای مادی هم خوان نباشند. علتش این است که در حین برون فکنی قدرت تخیل و فکر، بسیار قوی ست و چیزی که به ذهن می آید، به سرعت تجسم پیدا می کند. هر چقدر که انضباط فکری شما بیشتر باشد، احتمال شناخت واقعیت از تخیل بیشتر خواهد بود.

من گاهی اوقات خودآگاه به خواب میرم. نمی فهمم چرا تو خواب احساس سبکی مثل پر بهم دست میده…انگار یه پر هستم که باد داره منو جا به جا میکنه…تصویر سازیم بسیار ضعیف و کند هست آگاهیم از خواب بودن تاثیر چندانی روی روند خواب نگذاشته چند ثانیه بعدشم بیدار میشم.

اگر احساس سبکی می کنید و بعد از چند ثانیه از این حالت خارج می شوید، احتمالا در یک حالت آرمیتی سطحی هستید و نه خواب معمولی یا خواب آگاهانه. اما با ادامه این حالت احتمال اینکه خوابی هوشیار آغاز داشته باشید فراوان است. منظور از خواب هوشیار آغاز، نگه داشتن آگاهی و در عین حال خواببدن است. یعنی شما شاهد روند به خواب رفتن خود خواهید بود.

در خواب معمولی تنفس شما تغییر می کند و نمی دانید که دارید خواب می بینید. در خواب آگاهانه می دانید که خوابیده اید و دارید خواب می بینید و می توانید بر روند خوابیدن تاثیر بگذارید. می توانید از خواب آگاهانه برای برون فکنی استفاده کنید و خواب شما بیشتر از چند ثانیه طول می کشد.

سلام، ببخشید اگر در ساعت معمولی خواب و بدون بیدار شدن در اواسط خواب برای تشدید چرخه رم، تمرین بختک ارادی را انجام دهیم و موفق شویم؛ آیا بلافاصله بعد آن ،خواب می بینیم یا ممکن است مدتی طول بکشد؟

تمرین بختک ارادی را نمی توانید در خواب معمولی انجام دهید. برای انجام آن حتما باید بیدار باشید. مثلا از بیداری های کوتاه بین دو چرخه خواب می توانید استفاده کنید. ابتدا حساب کنید که تقریبا چه ساعتی بعد از دراز کشیدن به خواب خواهید رفت و بعد با توجه به اینکه هر چرخه خواب حدودا یک ساعت و نیم طول می کشد، زنگ ساعت را طوری تنظیم کنید که در پایان چرخه سوم  (حدودا چهار تا پنج ساعت بعد از آغاز خواب) شما را بیدار کند. ساعت را طوری تنظیم کنید که خودبخود خاموش شود و نیازی به تکان خوردن شما نباشد. اگر از جای خود تکان نخورید (احتمال تکان نخوردن بسیار کم است اما با کمی انضباط موفق خواهید شد) به احتمال زیاد بختک ارادی را تجربه خواهید کرد. در این حالت بدون گذراندن مراحل معمولی چرخه ی خواب، مستقیما وارد خواب رم و رویابینی آگاهانه (خواب روشن) خواهید شد.

برای تشدید چرخه رم یک سری تمرین ها وجود دارند. یکی از آنها را اینجا می توانید بخوانید: روش تشدید خواب رم

در نگاه مستقیم به جلو منظور از شنیدن صداهای درونی چیست؟ آیا همان شنیدن گفتگوی درونی است؟ یا شنیدن اصواتی تصادفی است؟ اگر در تمرین آرمیتی صدای سوت را نشنیدم آیا باز هم چشمان را به سمت بالا ببرم یا همچنان منتظر باشم؟ معنی آرمیتی عمیق چیست؟ آیا دیدن تصاویر به صورت واضحتر نسبت به آرمیتی سبک است؟

منظور از شنیدن صداهای درونی شنیدن صدای ذهنی سوت درونی، صدای تنفس، صدای ضربان قلب و سایر صداهایی ست که بدن تولید می کند اما در حالت عادی نمی شنویم. بعد از مدتی که تمرکز کنید، صدای سوت درونی بسیار بلندتر می شود و صداهای دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد. اگر صدای سوت را نشنیدید، قبل از اینکه توجهتان به هم بریزد و در افکار مختلف غرق شوید، نگاهتان را به سمت بالا متمایل کنید و روی دیدن نورهای مختلف توجه کنید. البته همه اینها باید در یک اتمسفر یا وضعیت خواب آلود انجام شود. قبل از خواب انجام این تمرین بسیار سخت است ولی بعد از بیداری راحت تر هست. علت اینکه در چند هفته اول تمرینات را روی قبل از خواب تنظیم کرده ایم به خاطر این هست که تمرین کننده ها متوجه شوند که تلاش برای برون فکنی یا خواب روشن، قبل از خواب چقدر سخت است.

منظور از آرمیتی عمیق حالتی ست که شخص بیشتر خواب است تا بیدار ولی کاملا هم خواب نیست. هنوز هوشیار هستید اما صداهای درون بیشتر و واضح تر هستند تا صداهای بیرونی. و تصاویر هم واضحتر به نظر می رسند. بدن حالتی سنگین دارد و عضلات تقریبا سفت هستند. در آرمیتی سبک عکس این حالت پدید می آید یعنی عضلات شل و وانهاده هستند و بدن حالتی سبک دارد.

 

از کجا شروع کنم؟ بهترین تمرینی که پیشنهاد می کنید چیست؟

به نظر ما بهترین تمرین برای اینکه هم رویای آگاهانه ببینید و هم این استعداد در شما دائمی شود، تمرین ارزیابی واقعیت و داشتن  ذهن انتقادی و پرسش گر است. در سایت خواب روشن هم تمرینات زیادی نوشته شده که از بین صدها تمرین مختلف گلچین شده اند.

من در جزوه چهارم در تمرین آرمیتی عمیق، وقتی به جلو نگاه می کنم هم صدای سوت را می شنوم و هم نورهای متحرک پر رنگی میبینم. و وقتی زاویه نگاه را به بالا تغییر می دهم. همچنان صدای سوت را می شنوم ولی نورها ملایم و کم فروغ می شوند. آیا این طبیعی است؟

نور و صدا در هر حالتی شنیده و دیده می شوند (اگر چشم ها بسته باشند). اما موقعی که  با چشم های بسته به جلو نگاه می کنید، (اگر خیره نشوید و نگاه را به جایی قفل نکنید) صداهای درونی بیشتر شنیده می شوند و نورها یا تصاویر را تحت الشعاع خود قرار می دهند. اگر به بالا نگاه کنید، عکس این عمل اتفاق می افتد یعنی شدت و وضوح نورها و تصاویر، صداها را تحت الشعاع قرار داده و آن ها را به پس زمینه می رانند.

اما یک فاکتور، پروسه ی فوق را به هم می زند.  و آن هم توقع و انتظار هست. اگر وقتی که به بالا نگاه می کنید، انتظار دیدن نور داشته باشید، ضمیر ناخودآگاهتان غالبا برعکس عمل می کند و مممکن است مثلا صداهایی بشنوید اما هیچ نوری نبینید! یا اگر به جلو نگاه کنید و انتظار داشته باشید که صداهای درونی را بشنوید، ممکن است صدای ماشین هایی را که از خیابان عبور می کنند یا صداهای محیطی را بشنوید و اگر فکرتان را بیشتر برای شنیدن صدای درونی تحت فشار قرار دهید، ممکن است به جای صدا تصویر ببینید!.

بنابراین مهم تر از همه این است که بدون هیچ انتظاری نگاه کنید و حتی اگر نتیجه نگرفتید تمرین را همینطور ادامه دهید تا به مرور به نتیجه برسید.

من پریشب قبل از خواب روش اول خلسه ی عمیق رو انجام دادم و کاملا احساسش کردم. چندبار احساس کردم که بی وزنم و تو فضای بدون جاذبه در حال چرخشم. تو همون لحظات، خوابی که میخواستم ببینم رو با تمام جزئیات تصور کردم. اون شب دقیقا همون خواب رو دیدم و به شدت لذت بخش بود. همه چیز به شدت شبیه واقعیت بود! اما هیچ کنترلی روش نداشتم! یعنی اصلا متوجه نشدم که دارم خواب میبینم…

به چنین رویاهایی رویاهای نیمه روشن می گویند. در رویاها یا خواب های نیمه روشن همیشه یک چیزی کم هست. بعضی وقت ها می دانید که دارید خواب می بینید، اما خواب به اندازه کافی شفاف و زنده نیست. بعضی وقت های نمی دانید که دارید خواب می بینید و فکر می کنید بیدارید (بیدارپنداری) بعضی وقت ها همه چیز روشن و زنده هست اما بعد از بیداری متوجه می شوید که داشتید خواب می دیدید.

به نظر من روی تمرینات ارزیابی واقعیت (reality check)  بیشتر کار کنید چون این تمرین ها موجب می شوند که در چنین مواقعی خود بخود رویا را چک کنید و متوجه خواب دیدن بشوید.

 

چه مواردی  افزاینده شوق برای برونفکنی و خواب آگاهانه  و چه مواردی کاهنده شوق برای برونفکنی و خواب آگاهانه هستند? (برای لیست گرفتن پرسیدم).

به طور خلاصه:

دو مورد که انگیزه و شوق شما را برای خواب روشن کم می کنند:

نگرانی های روزمره: کسی که نتواند با نگرانی های روزمره کنار بیاید انگیزه اش برای خواب روشن بسیار کم خواهد بود. منظور از نگرانی های روزمره، فکر کردنِ بیش از اندازه به خودِ مشکلات است. برای از بین بردن مشکلات باید به راه حل فکر کرد و نه به مشکل.

منتظر لحظه ی مناسب بودن: خیلی ها فقط دنبال خواندن هستند و به محض اینکه تکنیکی را یاد می گیرند تصمیم می گیرند که فردا یا در فرصت مناسبی آن را انجام دهند چون امروز کار دارند یا بیش از حد مشغولند. اما این فردا یا فرصت مناسب هیچ وقت نمی رسد چون هر فردایی یک امروز است. در نتیجه به تدریج شوقشان کم می شود.

سر و کار داشتن با کسانی که ادعای استادی در خواب روشن و پدیده های مرتبط با آن دارند  و در عین حال راهکارهای بسیار سخت و پیچیده و غیر عملی به شما ارائه می دهند یا مبهم حرف می زنند یا شما را می ترسانند.

افزاینده شوق: مطالعه درباره پدیده خواب روشن،

صحبت کردن با کسانی که چنین تجربه ای داشته اند. اطلاعات بیشتر 

آیا رویای شفاف باعث اسکیزوفرنی میشه؟ یا حافظه رو ضعیف می کنه؟

در تحقیقاتی که طی چند دهه گذشته درباره خواب روشن و رویای شفاف انجام گرفته، هیچ موردی که نشان دهد تمرینات خواب روشن منجر به بیماری های روانی یا ضعف حافظه شوند، مشاهده نشده. برعکس، انجام این تمرینات موجب تقویت ذهن و حافظه شده و با بالا بردن خلاقیت و روحیه فردی، کمک می کند که تمرین کننده ها بهتر با مشکلات روزمره برخورد کرده و سریع تر و دقیق تر تصمیم بگیرند.

اما اگر شما سابقه بیماری روانی دارید، اکیدا توصیه می کنیم که از انجام این تمرینات خودداری کرده و اگر مصر به انجام آنها هستید حتما قبل از شروع، با پزشک خود مشورت نمایید.

 تمرین ارزیابی واقعیت برام تفهیم نشد. من نمی تونم در بیدار بودن خودم شک کنم. موقعی هم که خواب هستم، نمی دونم که خوابم و بنابراین نمی تونم تمرین را انجام بدم. در ضمن اینکه هی با صدای بلند از خودم بپرسم خوابم یا بیدار، مایه خنده اطرافیان هست. و بالاخره، آیا امکان عوض کردن تمرین هایی که برای ارزیابی واقعیت ارائه داده اید هست؟

تمرین های ارزیابی واقعیت را که در جزوه ها نوشته شده، می توانید به دلخواه خود تغییر داده یا با تمرینات جدید که خودتان طراحی کرده اید جایگزین نمایید: به شرطی که به مفهوم و هدفِ پروسه ارزیابی واقعیت پی برده باشید.
– نیازی به گفتن جمله خوابم یا بیدار با صدای بلند نیست. در جزوه ها هم هیچ جا نوشته نشده که این پرسش را با صدای بلند از خود بپرسید. همانقدر که در ذهن خود این تردید را ایجاد کنید، کافی ست.
– موقعی که خواب هستید، نیازی به انجام این تمرین ندارید و همانطور که نوشتید اصلا انجامش هم ممکن نیست. بعد از مدتی که این تمرین را در بیداری مکررا انجام دهید، ذهن شما “خودبخود” ارزیابی واقعیت را در میانه رویا انجام خواهد داد.
– اما درباره شک کردن: تردید و دودلی در درستی بدیهیات کار سختی ست و با این همه یکی از پایه های خلاقیت همین تردید در درستی بدیهیات است.
اینطور به موضوع نگاه کنید: زمانی که داریم خواب می بینیم (در رویای معمولی و نه رویای روشن)، نمی دانیم که داریم خواب می بینیم و فکر می کنیم بیداریم. در رویای معمولی یک پیوستگی کاذب برقرار است که به هوشیاری اجازه ظهور نمی دهد. بعد از اینکه بیدار می شویم، متوجه می شویم که داشتیم خواب می دیدیم. اما اگر از پیش مکانیسمی طراحی کنید که در نتیجه آن، ذهن شما کاملا اتوماتیک در خواب از خود بپرسد که خواب هستم یا بیدار، هوشیاری رویا به سرعت فعال می شود و خواهید دانست که دارید خواب می بینید. این مکانیسم را ارزیابی واقعیت می نامیم.
برای اطلاعات بیشتر درباره شک در واقعیت نگاهی به دیدگاههای ایده آلیسم فلسفی یا مینو گروی بیندازید. همینطور نوشته های جرج بارکلی یا تمثیل غار افلاطون شاید کمک کننده باشند. (البته منظور من تایید این فیلسوفان نیست بلکه نگاه به محتوای نوشته های آنها درباره شک در واقعیت).

 آيا مفيد خواهد بود كه از ساعت موبايل يا برنامه هايى كه ارزیابی واقعيت را يادآورى مى كنند استفاده كنم؟
قبلاً يه برنامه lucid dream دانلود كرده بودم كه مرتب ياد آورى مى كرد ولى من شخصاً فكر مى كنم اين يادآورى خيلى موثر نيست و بايد خود شخص به ياد بياورد.

هر چیزی که به شما یادآوری کند باید واقعیت را ارزیابی کنید، مفید است. چه ساعت موبایل یا اپلیکیشن یا هر ابزار دیگر. مهم تر از یادآوری، کیفیت ارزیابی واقعیت است. اگر ارزیابی واقعیت سرسری و رفع تکلیفی انجام شود، نتیجه نخواهد داد. اگر برنامه روزانه تان از قبل مشخص باشد و هر صبح پیش از آغاز روز کارهای آن روز را مرور نمایید، امکان فراموش کردن خیلی کم خواهد بود.

سلام باید بگم که در یاداوری خواب ها کمی مشکل دارم و یکی از عواملی که عامل به وجود اورنده ی این مشکل هست اینه که پس از بیداری ذهن من مشغول هست و به حافظه ی من اجازه ی به خاطر اوردن خواب هایی رو که دیده ام نمیده! که این مشغله ی ذهنی اتفاقا برمیگرده به اینکه من چرا در خواب اگاه نشدم! یعنی وقتی که بیدار میشم از خودم میپرسم که ایا درخواب اگاه شدم؟!! چرا نتونستم در خواب ارزیابی واقعیت رو انجام بدم؟!! و به این صورت از به یاد اوردن خواب هایم ناتوان میمانم. که این یکی از دلایلی بود که باعث میشد من نتوانم خواب هایم را به یاد بیارم.
شمار زیادی از خواب ها حدودا دو تا سه دقیقه پس از بیداری از یاد می روند. به ویژه اگر به سرعت از بستر بیرون بیایید یا کسی شما را از خواب بیدار کند. تعداد کمی از رویاها در طول روز و موقع انجام کارهای روزانه به شکلی ناگهانی به ذهن می آیند.
برای اینکه توانایی یادآوری خواب ها را زیاد کنید، بد نیست اگر به مدت یک هفته به جای تمرین برای دیدن خواب روشن، فکر خود را فقط بر یادآوری و ثبت خواب ها متمرکز نمایید.

 بزرگترین مشکل من هنگام خواب دیدن؛ خودآگاه من است! زمانی که متوجه میشوم خواب هستم،از خواب میپرم.

اگر نوآموز هستید و به تازگی (مثلا از سه یا چهار ماه گذشته) تمرینات خواب روشن را انجام می دهید، این مشکل به زودی برطرف خواهد شد. علت آن در آغاز کار، هیجان بیش از حد یا ترس بیش از حد است که پس از مدتی این احساسات تعدیل شده و ذهن و بدن شما یاد می گیرند خود را با شرایط تطبیق دهند.
اگر تمرینات خواب روشن را مدت زیادی ست که انجام می دهید و همچنان با این مشکل دست به گریبان هستید، دلایل را باید در شیوه زندگی، جهان بینی و رفتار روزمره خود جستجو نمایید. یک نیروی درونی، شاید یک اندیشه، یک باور مقدس یا یک خاطره جلو خودآگاهی در خواب را می گیرد. به دیگر سخن، شما بدون اینکه بدانید، باور کرده اید که تداوم خودآگاهی در خواب خطرناک است یا غیرممکن است. در این صورت حتما در رفتار روزانه، عقاید ، باورها و جهان بینی خود ژرف شوید تا ریشه مشکل پیدا شود.

 آیا با خواب روشن می تونیم زندگی های گذشته یا خوابهای خوش گذشته رو ببینیم و به یاد بیاریم ؟

خواب های خوش گذشته و همینطور خاطرات گذشته را می توان در خواب روشن بار دیگر تجربه کرد و حتی به آن خواب یا خاطره از زاویه ای دیگر نگاه کرد و نتایج جدید گرفت.
اما زندگی یا زندگی های گذشته را تنها زمانی می توانید به خاطر آورید که به پدیده تناسخ “اعتقاد” داشته باشید. توجه کنید که تناسخ یک باور دینی ست (البته اسلامی نیست هر چند که بعضی از فرقه های اسلامی به آن باور دارند). این باور، از شرق آسیا ریشه می گیرد و به هیچ وجه نمی شود آن را اثبات کرد. بنابراین هرگز نمی توان گفت آنچه که در خواب تجربه می کنید مربوط به زندگی های گذشته است. مگر اینکه هندو یا بودیست باشید.

 من تا ساعت ٢ شب مشغول به كارى هستم . از روزى كه كار من اغاز شده به هيچ وجه خواب ها را يادم نميماند ، در صورتى كه قبل از وضعيت اشتغال ، تمام و كمال در فراخوانى رويا موفق بودم ، به نظر شما مشكل از چيست ؟

اگر به خاطر این مشغولیت دو ساعت یا بیشتر، از خواب شبانه خود زده باشید و این وضعیت بیشتر از یک هفته ادامه پیدا کرده باشد، یادآوری خواب ها سخت خواهد شد چون بدن شما بسیار سریع به مرحله خواب عمیق فرو می رود تا خود را بازسازی نماید . البته اگر در موقع بیدار شدن، تا چند دقیقه در بستر بمانید و درباره آخرین خوابی که دیده اید فکر کنید، آن خواب در خاطرتان خواهد ماند. اما معمولا مشغله زیاد و نگرانی های مختلف اجازه این کار را نمی دهند. در هر صورت برای یادآوری خواب ها و نیز تمرینات خواب روشن، باید تعادلی بین دنیای خواب و بیداری برقرار نموده و به هر دو بها داد.

 یک چیزی هست شاید شما بتونید بهم کمک کنید ، کسانی که پیشم میخوابند میگن که همیشه در خواب آه و ناله میکنم و ضجه میکشم من خودم اصلا متوجه نمیشم . باتشکر از همه زحمتهایی که میکشید.

صداهای خواب مثل آه و ناله و خرناس و دندان قروچه چیز عجیبی نیستند و ممکن است برای هرکس پیش بیاید. این صداها اگر ریشه جسمی نداشته باشند، با وقایع روزانه و میزان اضطراب و تنش های روزمره و خشم و فریادهایی که امکان بروز نیافته اند، مرتبطند. علت دیگر ممکن است غذای سنگین باشد. پیشنهاد ما ورزش منظم و نوشتن برنامه روزانه است.

 من يك برنامه از app store خريدم كه بوسيله هدفون و ارسال صداى با فركانس متفاوت روى دو گوش همزمان همراه با يك صداى پس زمينه مثل امواج دريا ذهن را وارد حالت هاى دلتا تتا آلفا بتا يا lucid dream مى كند مى خواستم بدونم نظر شما در اين مورد چيه ؟

این برنامه ها در چند هفته اول خوب هستند و شوق و هیجان و انگیزه لازم را برای رویابینی فراهم می کنند. یک مشکل بزرگ برای استفاده از آنها اینست که خیلی ها برایشان سخت است شبها در حالی که هدفون روی گوش گذاشته اند بخوابند. به نظرم از این برنامه نیمه شب یا سحر استفاده کنید: حدودا چهار ساعت بخوابید. بعد از بیدار شدن برنامه را روشن کرده و دوباره بخوابید همزمان با گوش دادن به صدا و موزیک پس زمینه، یکی از تکنیک های خواب روشن را اجرا نمایید. خیلی از این اپلیکیشن ها برنامه ی مخصوصی برای خواب روشن دارند. در غیر این صورت از برنامه مخصوص امواج تتا یا دلتا استفاده کنید (ترکیب امواج دلتا یا تتا با یکی از تکنیک های خواب روشن احتمال نتیجه را بالاتر می برد/تجربه شخصی).
همانطور که نوشته شد، بعد از چند هفته ذهن شما برنامه را می پذیرد و به آن به عنوان جزیی از خواب شبانه نگاه می کند. در نتیجه مثل همیشه به خواب رفته و رویای امواج دریا می بینید.

من هر روز صبح که تمرین پس جهشِ خواب رویایی رو انجام میدم موقع خواب مجدد ذهنم میفهمه بدنم داره به خواب میره و به راحتی توی حالت بین خواب و بیداری قرار میگیرم و اقدام برای برونفکنی میکنم ولی مشکلی که دارم اینه که نفس کشیدنم همیشه باعث میشه همه چی به هم بریزه و این درحالیه که من اصلا رو تنفس فوکوس نمیکنم که تنفس مشکل برام پیش بیاره گاهی اوقات تنفسم رو نگه میدارم تا روحم از بدنم جدابشه ولی همین نگه داشتن باعث میشه همه چی به هم بریزه و متوقف بشه اگر هم نگه ندارم و عادی نفس بکشم با اولین تنفس بعد از ظهور نشانه های برونفکنی همه چی متوقف میشه واقعا دیگه دارم درمانده میشم من قبل از شرکت تو دوره ی آموزشی شما هم هروقت که در زمینه ی برونفکنی تمرین میکردم این نفس کشیدن لعنتی همه چی رو به هم میزد گاهی اوقات هم لحظه ای که دست و پام رو از تو جسمم بیرون میارم و سعی میکنم کامل از جسمم جدا شم چاکرای قلبم درد میگیره(مطمئنم درد از قلب فیزیکیم نیست و مطمئنا از فعالیت چاکرای چهارمم هست) و این درد چاکرای قلبم باعث میشه اذیت شم و نتونم ادامه بدم ولی این همیشگی نیست ولی این مشکل تنفس لعنتی همیشگیه.
همین امروز صبح پنج شنبه موقع خواب مجدد به مرحله ای از برون فکنی رسیدم که تاحالا اصلا نرسیده بودم ارتعاشات رو حس کردم و اراده کردم فرستادمشون به سمت پاهام و برعکس از پاهام به سرم برگردوندمشون و کاملا ارتعاش و مورمور شدن رو در سراسر بدنم حس میکردم ولی یکدفعه نفس کشیدن عادیم باعث شد همه چی به هم بخوره و متوقف بشه.
هیچ کس رو که در زمینه ی برونفکنی کارمیکنه ندیدم که مثل من مشکل تنفس داشته باشه…
خواهش میکنم یه راهی پیش پام بزارید که از شر این مشکل تنفس راحت شم و بتونم بدون این که تنفسم برون فکنیم رو متوقف کنه از بدنم جدا بشم.

با توجه به توضیحاتی که نوشته اید، به نظر می رسد علاوه بر تنفس مشکلات دیگر هم مانع از برونفکنی شما می شوند که در ادامه توضیح می دهیم.
نکته اول درباره تنفس: در این مورد دو پیشنهاد برای شما و سایر دوستانی که به علل مخنلف مثل وزن زیاد یا تنگی تفس با این مشکل دست به گریبان هستند داریم:
پیشنهاد اول: تلاش خودتان را بر بیرون رفتن از بدن متمرکز نکنید بلکه روی آگاه شدن در خواب تکیه نمایید. منظور اینست که تمرینات خواب آغاز بهتر از تمرینات هوشیار آغاز برای شما جواب می دهند. شما چه با مشکلات تنفسی و چه بدون آن، در هر صورت خواب می بینید. حالا تلاش کنید که موقع خواب دیدن، خودآگاه شوید. یعنی بدانید که دارید خواب می بینید. برای این هدف ، همانطور که نوشته شد تمرینات خواب آغاز طراحی شده اند. در این شگردها، هدف این نیست که به حالتی بین خواب و بیداری (آرمیتی) دست پیدا کنید بلکه هدف اینست که بخوابید، چرخه خواب را طی کنید و در بخش انتهایی خواب، که رویاها بیشتر هستند، در میانه ی رویا خودآگاه شوید. همینکه به اندازه کافی در این زمینه مهارت کسب کنید، می توان با انجام شگردهای گوناگون، از این رویابینی آگاهانه برای خروج از جسم استفاده کرد.
پیشنهاد دوم: به پهلو بخوابید. وقتی که به پشت می خوابید مشکلات تنفسی تشدید می شوند و مزاحمت ایجاد می کنند. ترجیحا به پهلوی راست یا چپ بخوابید. البته در متون قدیمی گفته می شود که مردان به پهلوی راست و زنان به پهلوی چپ بخوابند. اما این گفته ها هیچ اعتبار ندارند. اگر همواره فقط به پهلوی چپ یا راست بخوابید، در دراز مدت ممکن است با مشکلات دیگر مواجه شوید. بنابراین پوزیسیون خود را در طول شب عوض کنید. گاه به سمت راست، گاه به پهلوی چپ، گاهی با گذاشتن دست راست زیر گونه راست و برعکس، گاه در حالت جنینی (در صورت امکان) بخوابید. خوابیدن به پشت هم خرخر را تشدید می کند و هم مشکلات تنفسی را.

نکته دوم: نوشته اید: “گاهی اوقات تنفسم رو نگه میدارم تا روحم از بدنم جدابشه ” .
هرگز تنفس خود را نگه ندارید. هرگونه تلاش آگاهانه شما برای نگه داشتن تنفس موجب می شود که کل تمرین به هم بریزد. و در ضمن به این نکته هم توجه کنید که “جدایی روح از بدن” یک اصطلاح مذهبی ست. ممکن است برای شما یا سایر خوانندگان جدایی روح از بدن با خروج از بدن یکی باشد، اما نکته و مشکل بسیار مهم در این مبحث همینجاست. روی واژه روح کلا خط بکشید. روح واژه ای دینی ست. همینکه آن را در نظر بگیرید، ناخودآگاه تمام مفاهیم مرتبط با آن را در نظر گرفته اید (ناخودآگاه). مفاهیمی مثل بهشت، جهنم، خدا، پیغمبر و هر چیز دیگر که در بخش ناخودآگاه وجود شما با این واژه پیوند خورده اند (از بدو تولد تا الان) زنده می شوند و ناگفته پیدا ست که این مفاهیم ملغمه ای از باورها و اندیشه های سراسر متضاد و در هم برهم هستند. هر گونه تضاد یا ابهام به عدم موفقیت در خروج از بدن منجر خواهد شد. توجه کتید: نمی گویم که این مفاهیم بد یا خوب هستند. اصل اینست: به اصطلاح روح از بدن بها ندهید. چون آنقدر با مفاهیم مبهم گره خورده است که مثل مانعی سر راه شما را خواهد گرفت.

نکته سوم: نوشته اید ” گاهی اوقات هم لحظه ای که … سعی میکنم کامل از جسمم جدا شم چاکرای قلبم درد میگیره(مطمئنم درد از قلب فیزیکیم نیست و مطمئنا از فعالیت چاکرای چهارمم هست) .” اشتباه بزرگ!!! چاکرا هم مثل روح، واژه ای مذهبی و مبهم است. در صحبت هایی که با شما عزیزان داریم، واژه چاکرا بسیار تکرار می شود و در بین جستجوگران ایرانی این واژه تبدیل به مفهومی غیرتی و متعصبانه شده است. توجه کنید: به محض اینکه بدون استدلال چیزی را بپذیرید یا رد کنید، قدم در وادی تعصب گذاشته اید. وقتی که شما چاکرا را به عنوان واقعیت بپذیرید، ضمیر ناخودآگاه شما تمام مفاهیم مرتبط با آن را بدون چون و چرا خواهد پذیرفت. این مفاهیم مرتبط بسیار گسترده و بعضا متضاد هستند. برخورد با مفاهیم کهن مانند چاکرا و روح باید برخورد بازبینانه باشد. یعنی اینها را نه بعنوان واقعیت بلکه به عنوان امکان در نظر بگیرید.
اگر چاکراها را به عنوان حقیقت غیر قابل انکار پذیرفته باشید، خروج از جسم بسیار سخت خواهد شد چون با مفاهیم دیگر مرتبط خواهد شد که ممکن است ریشه های واقعی نداشته باشند.
اگر بر یافته های علمی درباره خواب روشن تکیه کنید، و همینطور یافته های شبه علمی درباره خروج از بدن (مثل شگردهای هوشیارآغاز که بسیار موثرتر از همه تمریناتی هستند که در کتابهای مذهبی هندوییسم و بودیسم و لاماییسم و … نوشته شده اند)، در این صورت پس از مدتی خروج از بدن را تجربه خواهید کرد. پس از تجربه خروج از بدن ( نه قبل از آن) متوجه خواهید شد که جسم ستاره ای شما ترکیبی از هزاران نقطه و مرکز نورانی ست. بعضی از این مراکز بیشتر از بقیه می درخشند. شما می توانید اینها را چاکرا بنامید( یا هر نام دیگر که دوست دارید به آنها بدهید). اما این مراکز انرژی هیچ شباهتی به آنچه که در اوپانیشادها یا متون تبتی یا انواع مختلف یوگا نوشته شده ندارند و کاملا شخصی هستند. (از فرد به فرد متفاوتند).

 تنها سوالم اینه که کسانی مثل رابرت بروس معتقد هستند که شفافیت رویا یا برون فکنی بستگی به میزان انرژی انگیخته شده در کالبد انرژی داره. و تو کتابش گفته سه مرکز ذخیره سازی انرژی تو کالبد انرژی هست. آیا شما به کالبد انرژی و مراکز انرژی همون چاکرا و … اعتقاد دارید؟

خواب روشن، موضوع اعتقادی نیست بلکه رَوَندی عملی ست. من، شما یا دیگران با هر اعتقاد و باوری، اگر تمرینات خواب روشن را انجام دهیم، خواب روشن خواهیم دید. هیچ فرق نمی کند که کسی به چاکرا یا کالبد انرژی اعتقاد داشته باشد یا نه. مگر اینکه بخواهد اعتقاد خود را در تمرینات دخالت دهد. در این صورت طبیعتا به مشکل برخواهد خورد چون بسیاری از این باورها با سایر باورهایی که شخص در زندگی کسب کرده، در تضاد هستند و این تضادها در نهایت موجب عدم موفقیت در خواب روشن خواهند شد.

بنابراین کاری به اعتقادات نداشته باشید. مثل ورزشکاری که تمرینات ویژه برای قوی کردن این یا آن ماهیچه انجام می دهد، به تمرینات ادامه دهید تا خواب روشن را تجربه کنید.

چگونه میتوانم از الگوهای ثابت خواب هایم استفاده کنم؟ ۱ .دیدن برادرم در ۸۰ درصد خواب هایم ۲.دیدن اتفاقات یکی دو روز قبل یا بعد یا روزمره، البته با زبان خواب ۳.مورد سوم کمی متفاوت هست.سه بار خواب دیدم که نتیجه نهایی یکی است و علایم فلج خواب را دارد در خواب به نحوی احساس حضور یک موجود غیرارگانیک را میکنم که بلافاصله تو خواب کلا فلج میشوم و یک موجی از انرژی احساس میکنم و ناخودآگاه فکر میکنم که با خواندن سوره ای درست میشم با زور سوره را میخوانم و خوابم تموم میشه . احساس فلج و انرژی را تو بدن فیزیکی هم میفهمم و فکر میکنم اگه ناخوداگاه نخوام از اون حالت توی خواب بیرون بیام میتونم از این مزیت برای برونفکنی یا خواب روشن استفاده کنم؟

در مورد اصطلاح موجود غیر ارگانیک که به کار برده اید: در مبحث خواب روشن چیزی به اسم موجود غیر ارگانیک نداریم. این اصطلاح کلا غلط است و خواهش ما این است که به جای آن از واژه تندار استفاده کنید. تندارها یا کاراکتر های رویا، شخصیت های رویای روشن هستند که “به نظر می رسد” دارای خودآگاهی اند. موجود غیر ارگانیک اصطلاحی ست مربوط به کتابهای کارلوس کاستاندا و فقط در چهارچوب جهان بینی کارلوس کاستاندا می توان درباره آن صحبت کرد.

اما برای استفاده از الگوهای ثابت در خواب ها، باید در بیداری تا آنجا که می توانید ارزیابی واقعیت را انجام دهید. اگر روزها به اندازه کافی ارزیابی واقعیت را انجام داده باشید، به محض اینکه خواب های تکرار شونده می بینید، ذهن شما خودبخود واقعیت را در خواب ارزیابی خواهد کرد که نتیجه آن خواب روشن است. (ممکن است مجبور باشید چند هفته متوالی ارزیابی واقعیت را انجام دهید تا نتیجه مطلوب به دست آید).

آگاهی به فلج خواب سرآغاز برونفکنی هست. اگر در این حالت به جای خواندن سوره یا توجه به توهمات دیداری و شنیداری، به سمت چپ یا راست غلط بزنید، جسم رویای شما از جسم مادی بیرون می آید و خود را در کنار ذجسم خوابیده خواهید دید.

چرا با وجود اینکه هر یک ساعت یکبار آزمون واقعیت انجام میدم اما در خواب نمیتونم به یاد بسپرم که اینکارو بکنم ؟ چقدر طول میکشه این حالت رو به خواب انتقال بدم ؟

به نظر می رسد که ارزیابی واقعیت را بیش از حد معمول و شاید عجولانه انجام می دهید. در انجام آن اغراق نکنید.

اینکه کی نتیجه می گیرید، بستگی به سن، موقعیت کاری، نگرانی های روزمره و عقاید شما در رابطه با رویا و رویابینی دارد. مثلا اگر در باور شما خواب آگاهانه مشروط بر باز کردن “چاکراها” است، احتمالا هرچقدر هم ارزیابی واقعیت را انجام دهید، نتیجه ای از آن نخواهید گرفت.

اما اگر انسانی منطقی هستید، حداکثر بعد از سه ماه تمرین مداوم و روزانه، نتیجه مطلوب خواهید گرفت. اگر بعد از سه ماه همچنان نتیجه ای نگرفته اید، صد در صد ارزیابی واقعیت را اشتباه انجام می دهید. چون این روشی علمی و آزموده شده است و همواره نتیجه می دهد.

مشکل من اینه:دراز میکشم روش سه حس رو انجام میدم و وقتی که تصاویری پشت پلکهام شکل میگیرن همین که میفهمم دارم به رویا میرم تصاویر از بین میرن و وارد حالت عادی میشم.لطفا راهنمایی کنید ممنون.

برگشت به حالت عادی، سه دلیل دارد:

دلیل نخست: تمرین را هنگام بیداری کامل یا قبل از خواب انجام داده اید. این تمرین برای بیداری بین دو نیمه خواب (بازخوابی) یا برای بلافاصله بعد از بیداری طراحی شده است.

دلیل دوم: قبل از انجام تمرین به اندازه کافی خوابیده اید و بدن شما نیازی به خواب ندارد.

دلیل سوم: ترس از برونفکنی که معمولا در روزها یا دفعات اول یا آن دست بگریبان خواهید بود، مانع موفقیت شما می شود. برای کاهش ترس یا غلبه بر آن ورزش و مدیتیشن روزانه (مخصوصا مراقبه های تنفسی)را توصیه می کنیم.

 آیا ارزیابی حقیقت از چند روش باید انجام شود یا فقط یک روش؟ تا ملکه ذهن شود و در خواب هم تکرار شود؟ آیا تمریناتی که در سایت یا گروه تلگرام توسط کاربران ارائه میشود را میتوان همزمان با تمرینات آموزه انجام داد؟

ارزیابی واقعیت را می توان به یک روش هم انجام داد. مهم این است که دقیق و کامل انجام شود و هر روز ادامه داشته باشد.

 در صورتی که دوره آموزشی خواب روشن را ظی می کنید، تمرینات سایت خواب روشن و تمریناتی را که در انجمن رازوران توسط مدیران انجمن ارائه می شود، نیز می توانید در برنامه خود بگنجانید. فقط زیاد به خودتان فشار نیاورید و اجازه دهید که همه چیز در محیطی شاد، راحت و آرامش بخش روی دهد.

 تمریناتی که در انجمن رازوران توسط کاربران ارائه می شوند، به هیچ وجه انجام ندهید (مگر اینکه توسط مدیران تایید شوند). این تمرین ها اکثرا تست نشده و آمیخته با خرافات هستند.

خواب دیدم که بیدار شدم ولی هنوز تو رختخوابم هستم و دارم با شخصی ( مرد جوان ناشناس اما بنظر آشنا ) در این مورد صحبت می کنم که : اینائی که من تازه باشون ارتباط برقرار کردم که خواب روشن رو ازشون یاد بگیرم نمیدونن که من خودم قبلاَ فلان کتاب رو خوندم و میدونم که یک راهنما باید بیاد و من رو به یک شهر ببره ، و اینا فکر میکنن که من هیچی نمیدونم…… و انگار در حالت خواب و بیداری بودم که ناگهان احساس ارتعاش بسیار شدیدی تمام وجودم رو گرفت و من که روی شکم خوابیده بودم ، احساس کردم یه نیروئی بیرون از من داره یه چیزی رو از داخل بدنم که شامل همه اندامهام میشه رو به بیرون میکشه و من مقاومت می کنم که این اتفاق نیافته و در همین حال یکی بهم گفت مقاومت نکن و من که ترسیده بودم به مقاومت کردن ادامه دادم و چشمم رو باز کردم و اون ارتعاش رفت و من تازه فهمیدم که انگار بیدار شدم و اینها همش خواب بوده ، و ساعت دقیقا ۰۱:۳۷ بامداد بود. سئوالی که دارم این است : آیا این اتفاقی که برای من افتاد خطر ناک است؟ آیا ممکن هست که باعث مرگ من شود و روح از بدنم بیرون بیاید و دیگر بر نگردد؟ و اگر خطری ندارد ، چطور میتونم دوباره همچین حسی رو تجربه کنم؟

تجربیات خواب روشن که شامل رویاهای خواب آغاز یا هوشیارآغاز (برونفکنی) می شوند، خطرناک نیستند. مگر اینکه شما آنها را خطرناک بدانید یا حرف افراد ناآگاهی که این تمرینات را خطرناک می دانند باور کنید. حتی در این حالت هم، هیچ خطری برای شما ندارند جز اینکه دچار ترس شده و  از خواب بیدار می شوید.

در خواب روشن اصطلاح سفر روح یا خروج روح از بدن را بکار نمی گیریم و به جای آن از واژه ی بروتفکنی یا رویای هوشیارآغاز صحبت می کنیم. واژه ی روح توسط متعصبین مذهبی مصادره شده و مورد سوءاستفاده قرار گرفته. استفاده از آن فقط منجر به ابهام و پیچیدگی بیشتر می شود. در حالی که ما در تمرینات خود دنبال سادگی، شفافیت و وضوح هستیم. در هنگام تمرینات هوشیارآغاز زمانی می رسد که دچار ارتعاش می شوید (همانطور که توضیح دادید). این ارتعاش نشانه ی آگاهی به فلج خواب است. در این حالت بدن شما تا حدود زیادی توانایی حرکت ندارد و عضلات اطراف قفسه سینه مثل موقع عادی کار نمی کنند. در نتیجه احساس فشار می کنید و فکر می کنید کسی روی سینه شما نشسته یا دستی گلوی شما را گرفته و نمی گذارد نفس بکشید یا مثل مورد شما، اگر به شکم خوابیده باشید، فکر می کنید کسی شما را از خود بیرون می کشد. همه ی این تصورات چیزی جز توهمات قبل از برونفکنی نیستند و علت اصلی آنها کم کاری عضلات تنفسی در موقع فلج خواب است. اگر کمی دیگر تحمل کرده بودید، یا اگر سعی کرده بودید به سمت چپ یا راست غلط بزنید، به سادگی و در نهایت سبکی خود را بیرون از بدن می یافتید.

تجربه ی هوشیارآغاز را می توان با انجام تمرینات هوشیارآغاز مرتبا تکرار کرد.

مسئله که درگیرش هستم این هست که فکر میکنم این تمرین ارزیابی واقعیت میتونه خیلی بهم کمک کنه ولی در موردش مقاومت دارم چون من در خواب میفهمم دارم خواب میبینم اما اینقدر فضاها و مکان ها جدیده که انکار اهمیت این قضیه میره به حاشیه و بیشتر دارم اطرافم رو نگاه میکنم یا به ایفای نقش ها توی خواب نگاه و توجه میکنم .معمولا تو خواب هام دو وجه دارم یکی وجهی که تو خواب نقش اوله و وجه دیگه خودمم که دارم خوابم رو تماشا میکنم و خیلی هم حریص اینکارو انجام میدم …انگار رفتم سینما میخواستم بدونم میشه به نفع تمرین هام ازین حالت استفاده کنم؟

نخست به این پرسش پاسخ دهید: آیا هنگامی که در خواب در حال تماشای خواب خود هستید و به خود یا خوابتان دقت می کنید، می دانید که در حال خواب دیدن هستید؟ اگر جواب مثبت است، چشم ها را ببندید و دوباره باز کنید. (چشم های همان وجه از خودتان که در حال تماشای خواب است). با انجام اینکار به احتمال زیاد شفافیت رویای شما بالا می رود و با صحنه جدید مواجه می شوید. اگر باز هم در حال مشاهده خوابتان هستید، باز همین عمل (بستن و باز کردن دوباره چشم ها) را انجام دهید تا صحنه رویا تغییر کند (و واضح تر شود). با انجام دوباره این کار، احتمال دارد که اینبار از دید اول شخص در متن ماجرا باشید. احتمال دیگر اینست که دچار بیدارپنداری شوید. یعنی فکر می کنید از خواب بیدار شده اید. در حالی که هنوز خواب هستید.

البته انجام این کار (باز و بسته کردن چشم ها در موقعی که به صحنه رویا نگاه می کنید) چندان آسان نیست مگر اینکه موفق شده باشید افکار را از تشویش و پراکندگی حفظ کنید. تمرین افکار دوقلو کمک کننده هستند.

سلام، در تمرینات آموزه اول خوابی دیدم که در آن می خواستم چراغ دست شویی را روشن کنم اما قبلش با خود گفتم خوابم یا بیدار و کلید را زدم، چراغ روشن نشد، باز کلید را خاموش روشن کردم که شاید این بار روشن شود ولی نوز ضعیفی مانند یک لامپ مهتابی کم سو داشت. و گفتم پس خوابم. و یکم احساس عدم امنیت کردم و بی اراده به خواب رفتم. بعد که بیدار شدم یادم آمد و انقدر به نظرم واقعی بود که باور نمی کردم در خواب بوده ام. . از آنموقع تا حالا دیگه این اتفاق نیافتاده. انگار که بدنم مقاومت می کنه و کمی ترسیده. سوالم این است که چرا دیگر مانند بار اول خواب ندیدم که متوجه شوم خوابم. اگر بدنم دارد مقاومت می کند چه کار کنم موضوع را راحت تر بگیرد و نترسد. خیلی دوست دارم باز هم تجربه اش کنم و ببینم بعد از آنکه فهمیدم خواب هستم چه کار می توانم بکنم. چون به نظرم اون لحظه که فهمیدم در خواب هستم واقعا خودم بودم و می دانستم که خوابم و انگار که بیدار بودم انقدر واقعی بود. ولی دیگر نشد. راهش چیست؟

پاسخ: منظور ما از خواب روشن با تمرینات خواب آغاز، تقریبا چنین تجربیاتی ست. در این تجربه های شبانه، در میانه خواب متوجه می شوید که خواب هستید. در این حالت همه چیز به شدت واقعی ست و در ضمن اگر بخواهید می توانید با بکارگیری یک سری شگردها کل صحنه را به دلخواه خود عوض کنید. معمولا اولین تجربه ها مثل تجربه ی بالا، با ناباوری و به تندی به پایان می رسند. تنها راه تکرار مداوم این تجربه ها و طولانی کردن آنها، انجام مداوم تمرین های خواب روشن است. این تمرین ها وقت زیادی از شما نمی گیرند اما خواب شبانه شما را تبدیل به یک ماجراجویی شگفت انگیز می کنند که بسته به دیدگاهها و جهانبینی شما می تواند خلاقانه، جادویی، روانشناسانه، مذهبی یا عرفانی باشد.

سوال راجع به تمرین ارزیابی واقعیت این که آیا همین که خودمان را به شک بندازیم که خوابم یا بیدار کافی نیست؟ و سوال دوم مصرف ماریجوانا به نظر شما تاثیر منفی یا مثبت دارد؟ در شب هایی که رویا را نتوانستم به یاد آورم ماریجوانا مصرف کرده بودم که ارزیابی واقعیت با آن بسیار مشکل ولی واقعی به نظر می نمود اما خواب ها غیر شفاف. متشکرم

صرفا به شک انداختن خود کافی نیست. ذهن باید با یک شیوه روشن به شک انداخته شود تا یاد بگیرد همان شیوه را در رویا هم انجام دهد.

در مورد ماریجوانا:

صد در صد تاثیر منفی در رویابینی دارد. شک نکنید.

تنها تاثیر ماریجوانا اینست که شما را تبدیل به آدمی توهم زده می کند.

در طول این هفته دو بار حالت فلج خواب برام پیش اومد. صدای سوت به شدت بلندی تو سرم (و نه تو گوشم) میپیچید. به خودم میپیچیدم و بین خواب و رویا گم میشدم. یک سری جمله و توصیه های بسیار سنگین و عمیق رو میشنیدم که دقیقا در اون لحظه نقش رموز موفقیت در زندگی رو برام داشتن و همینطور فکرای به شدت ترسناکی ( که تو حالت عادی خیلی مسخره به نظر میان) به نظرم میرسیدن. حین همین وضعیت دو یا سه بار از خواب بیدار شدم و باز خودم رو تو همون وضعیت دیدم. نمیدونستم که باید چیکار کنم تا بتونم برون فکنی کنم یا وارد رویای روشن بشم.

موقع بروز چنین حالتهایی به صدای سوت گوش فرا دهید. صدای سوت در ابتدا ممتد به نظر می رسد ولی پس از مدتی تبدیل به صدایی شبیه وزوز زنبور یا صدای جوشکاری گوشخراش  یا صدای موتور تلمبه (یا صدایی مشابه اینها) می شود. دریافت بعدی که خواهید داشت، درگیر شدن با ارتعاش یا احساس آگاهانه فلج خواب است. در سایت خواب روشن و همینطور در آموزه های مقدماتی توضیحات کافی در اینباره که دقیقا چکار کنید نوشته شده.

من از بچگي به طور مستمر خواب پرواز كردن رو ميديدم…خوابهام به طور عجيبي واقعي به نظر ميرسيدند طوريكه به شك ميفتادم كه خوابم يا بيدار.. احساس سبكيه فوق العاده اي رو تجربه مي كنم….اين خوابها سالها با گذر زمان ادامه دارن… هر از گاهي قطع ميشه و مجدد ادامه پيدا ميكنه. به مرور تو اين خوابها پيشرفت ميكردم ياد گرفتم تو چه ارتفاعي باشم.. با چه سرعتي..چه مكانهايي رو برم..

ميخوام بدونم ميتونم اطلاعات درستي از آینده تو خوابهام كسب كنم ؟

عالی. بعضی ها استعداد ذاتی دارند برای دیدن چنین خواب هایی. اجازه دهید از این پرسش شما شروع کنیم:

آیا می توان در خواب اطلاعات درستی از “آینده” کسب کرد؟

با استفاده از خواب ها نمی توان آینده را پیش بینی کرد. اما : خواب ها می توانند آینده شما را بسازند. (این با دیدن آینده در خواب فرق دارد). مثلا شما خوابی می بینید و این خواب چنان تاثیر شگرف و عمیقی بر شما می گذارد، که خود بخود تعبیر می شود.

خوابی که می بینیم، پیامهایی درونی از بخش نادیدنی وجود هستند. معنی کلی پیام این هست: “میتواند اینطور باشد”. اینکه اینطور خواهد شد یا نه بستگی به خود شخص دارد. اگر شما خوابهایتان را یادداشت کنید، بعد از چند ماه یا چند سال با مرور خوابهایتان متوجه می شوید که بسیاری از آنها کم و بیش تعبیر شده اند. افراد عادی از این موضوع نتیجه می گیرند که خوابها  می توانند  آینده را پیش گویی کنند. اما این پیش گویی نیست بلکه روند تبدیل شدن خواست درونی به واقعیت است.

با سلام

میخواستم درباره نویسنده استرالیایی آقای رابرت بروس با شما صحبت کنم. نویسنده کتاب دینامیک اختری و تکنیک های تخیل لمسی

به نظر شما نوشته های ایشون صحیح هستش یا کسی مثل لوبسانگ رامپا هستند؟

به نظر می رسد که نوشته های ایشان صادقانه هست و  بر خلاف نوشته های لوبسانگ رامپا سطحی و سرسری نیست. اما اینکه نوشته های ایشان صحیح است یا نه ، بستگی به این دارد که منظور از صحیح چه باشد: مثلا ممکن است سه نفر از سه پرسپکتیو مختلف به یک جا نگاه کنند. نفر اول یک دایره ببیند، نفر دوم یک خط افقی و نفر سوم  یک خط عمودی. اما آنچه که هر سه نفر به آن نگاه می کنند، در اصل یک استوانه است. هر سه در مشاهدات خود صادق بوده اند و ادعای هر سه از منظر خودشان صحیح است. گاهی وقت ها باید مطالبی را که افراد مختلف درباره یک موضوع نوشته اند، حتی مطالب متضاد، خواند تا بتوان به نتیجه گیری جامع دست یافت. اما به محض اینکه شما به توانایی رویابینی و برونفکنی دست پیدا کنید، ممکن است آنچه که تجربه اش می کنید با همه چیزهایی که خوانده اید کاملا متفاوت باشد.

 

من می تونم بعضی اوقات از بدنم به مدت کوتاه بیرون بیام ولی وقتی بیرونم حتی خیلی هم آرومم و ترس یا هیجانی هم ندارم ولی نمیدونم چرا نمیتونم بیش از ۵ ثانیه بیرون بمونم چیکار کنم تا بتونم مدت بیشتری بیرون باشم

اگر دربالای بدن شناور می شوید و کنترلی روی جسم رویا ندارید: چشم ها را چند بار پشت سر هم باز و بسته کنید تا صحنه ای که در آن هستید تغییر کند.

اگر روی جسم رویا کنترل دارید: از در اتاق یا هر دری که می بینید بیرون بروید.

برونفکنی های اولیه در بیشتر موارد زیر سی ثانیه هستند. تمرینات ورزشی یا تمرکز فکر در طول روز به طولانی تر شدن مدت برونفکنی کمک می کنند.

تمرین ها را قطع نکنید. به مرور زمان مدت برونفکنی بیشتر خواهد شد.

سلام خسته نباشید … من یه سوالی درباره خواب روشن داشتم … من کمتر از یک هفتست که با این موضوع اشنا شدم خیلی خیلی مشتاقم که بتونم انجامش بدم ولی یه چیزی که ذهنمو مشغول کرده اینه که فکر نمیکنم اینطور که از دیگران شنیدم لذت داشته باشه و واقعی به نظر بیاد چه فرقی با توهم داره؟؟؟ تو تصویر سازی هم همه کاری میتونی انجام بدی میتونی پرواز کنی ولی چون با چشم دیده نمیشه و با حواست نمیتونی حسش کنی ارزشی نداره … خواب روشن فرقش با تصویر سازی چیه؟؟؟؟ ممکنه چیزی که میبینی رو بتونی حسش کنی؟؟؟ ینی واقعی به نظر میاد؟؟؟

فرض کنیم شما می خواهید  خوردن سیب را تصور کنید. قدرت تصور شما هر چقدر هم قوی باشد، باز هم تصور خوردن سیب مثل خوردن سیب در واقعیت نیست.

حالا فرض کنیم موقعی که خواب روشن میبینید می خواهید همین کار را انجام دهید. یعنی سیب بخورید. در این حالت شما مزه، بو و شکل سیب را مثل واقعیت – دقیقا شبیه بیداری  و حتی واقعی تر از واقعیت بیداری – حس خواهید کرد. شاید بپرسید که فایده ش چیه و چرا باید این کار را انجام بدم؟ در سایت khaab.info و همینطور در دوره آموزشی خواب روشن، موارد استفاده از این توانایی را نوشته ایم. از جمله آفرینش و نوآوری و یافتن راه حل ها، تمرین حرکات ورزشی، شناخت خود، از بین بردن ترس های بی دلیل (فوبیا) و تجربه های رازوری.

 من از روشی که از طریق معکوس شمردن اعداد هست استفاده کردم ولی حس نمیکنم تاثیری داشته باشه … من قدرت تصویر سازیم خیلی قوی هستش ممکنه با استفاده از روش تصویر سازی زود تر به نتیجه برسم؟؟؟؟ یکم نا امید شدم حس میکنم هیچ وقت نمیتونم این کارو انجام بدم

توانایی تصویرسازی بالا برای ورود به خواب روشن خیلی مفید هست. اما علاوه بر آن شما احتیاج به توانایی های زیر هم دارید:

توانایی یادآوری خواب ها،

توانایی حفظ هوشیاری (در طول روز).

خواب روشن نیازمند فاکتورهای دیگری هم هست. مثلا عدم استفاده از مشروب و مواد مخدر ، خواب کافی در شبانه روز، داشتن اطلاعات کافی درباره مکانیسم خواب و رویا.

همچنین نگرانی های روزمره و نوع برخورد با آنها بسیار مهمند.

در طول روز از تکنیک ارزیابی واقعیت استفاده کنید و حدودا یک تا دو ماه آن را روزانه انجام دهید.

سایر تکنیک ها را یکی بعد از دیگری امتحان کنید تا تکنیک مناسب روحیه خودتان را پیدا کنید.

تکنیک های خواب روشن را قبل از خواب شبانه انجام ندهید. این تکنیک ها را یا صبح بعد از بیدار شدن و یا در موقع چرت روزانه و یا نیمه شب بعد از بیدار شدن و دوباره خوابیدن انجام دهید. در این صورت امکان موفقیت بیشتره.

من خودم انتخاب میکنم که چه رویایی ببینم معمولا و اون زمان هایی هم كه مغزم خودش رویا سازی میکنه زمانی که متوجه میشم یه جورایی افسار رویا سازی رو خودم به دست میگیرم. حتی وقتی چشم هام رو هم اصطلاحا خستگی چشمم در بره باز تصویر سازی میکنم. ولی خب اینکار خیلی انرژی من رو کاهش میده. چرا؟

البته توجه کنید که بین خیالبافی یا رویاسازی و رویابینی آگاهانه تفاوت هست: در مبحث رویابینی ما از آگاه شدن در خواب صحبت می کنیم نه از تصویرسازی یا خیالبافی روزانه.
در رویابینی آگاهانه شما اولا خوابیده اید (به هیچ وجه بیدار نیستید.). دوما می دانید که خوابیده اید. در خیالبافی شما بیدار یا نیمه بیدار هستید و تصوراتی جلوی چشم هایتان شکل می دهید که معمولا در برابر نگرانی های روزمره مثل قرص مسکن هستند یا از طرف دیگر ممکن است بسیار اعصاب خردکن و خسته کننده باشند که نتیجتا انرژی شما را کاهش می دهند.

وقتی برون فکنی کردم. به سمت دیوار دویدم تا ازش رد شم. ولی محکم خوردم به دیوار. خودم دلیلش رو این به نظرم میرسه که دیواری که ازش میخواستم رد شم دیوار اتاق خواب همسایه مون بود. شاید به این خاطره که رد نشدم. و فکر میکنم ما یک نگهبان داریم که تقریبا مواظب ما است تا هر کاری را انجام ندهیم.

در همه ما یک مکانیسم درونی هست که مواظب و محافظ ماست که به آن پیر درون می گوییم. شاید نماد یا تصویر چشم باز در بعضی از آیین های رازوری اشاره به همین مکانیسم داشته باشد.
اما این تجربه ای که داشته اید ارتباطی با نگهبان درون یا پیر درون ندارد و یک مشکل شایع هست که برای بیشتر کسانی که برونفکنی می کنند پیش می آید. مثلا ممکن است از جسمتان خارج شوید و به سمت بالا شناور شوید و بعد با صورت به سقف اتاق بخورید یا برعکس به سمت پایین شناور شده و سفتی زمین را لمس نمایید یا همانطور که نوشته اید برخورد با دیوار.
موقعی که به دیوار می رسید به آن دست بزنید و نگاهش کنید. البته اگر نگاهتان روی دیوار ثابت بماند، محو تماشای جزییات و نقش و نگارهای بسیار ریز روی آن خواهید شد و ممکن است بیدارشوید. اما اگر نگاه را ثابت نکنید، سه اتفاق ممکن است روی دهد: یا خودتان را آن طرف دیوار خواهید دید (کاملا ناگهانی)، یا از دیوار رد خواهید شد (یه حسی مثل ورود و خروج به آب یا شیرجه زدن در استخر دارد) و یا خودتان را در مکانی کاملا غریبه خواهید یافت.

خودهیپنوتیزم چیست؟ و آیا با خواب روشن ارتباط داره؟

هیپنوتیزم حالتی درونی ست که طی آن تلقین پذیری فرد بسیار زیاد می شود مثلا می تواند عضلات را کاملا سفت یا تا حد امکان شل نماید یا تصویرسازی ها و تجسم های بسیار قوی داشته باشد و بسته به اینکه خود فرد یا شخص دیگر این حالت را ایجاد نماید، به آن خودهیپنوتیزم یا دگرهیپنوتیزم می گویند. تعریف ها و نظریه ها درباره این پدیده بسیار زیادند.
در صورتی که در خودهیپنوتیزم مهارت داشته و خواب آلود هم باشید، مثلا در نیمه شب یا نزدیک سحر می توان تمرینات هوشیارآغاز را در حالت خودهیپنوتیزم انجام داد که تاثیر آن قطعا بیشتر خواهد بود. در این باره به زودی مطالب جدید در سایت خواب روشن منتشر خواهیم کرد.

من وقتی چشم هایم را میبندم و به پشت پلک ها خیره میشوم ( تصویرهای برفکی و رنگی) چشم هایم به شدت میسوزد و نمیتوانم در آن تصاویر غرق شوم . راه حل چیست؟
اگر در موقع باز بودن چشم ها هم سوزش چشم یا قرمزی چشم دارید، برای رفع آن به پزشک مراجعه کنید. اما اگر چشمهای شما از هر نظر سالم است، سوزش چشم در موقع تمرین نگاره های آرمیتی ممکن است به یکی از دلایل زیر باشد:
اول: احتمالا موقع بستن چشم ها به یک نقطه خیره می شوید یا می خواهید روی یک نقطه (ذهنی) تمرکز کنید. توجه کنید که زاویه نگاه باید ثابت باشد اما به یک نقطه نگاه نکنید بل طوری که انگار به یک چشم انداز نگاه می کنید.
دوم: ممکن است هنگام نگاه کردن به پشت پلک ها بخواهید نگاره ای را که می بینید، ثابت نگاه دارید تا از محدوده دیدتان خارج نشود. این در برخی موارد موجب چشم درد خواهد شد.
سوم: هنگام تمرین، به احتمال زیاد نگاهتان را به بالا و بین دو ابرو می گردانید و ناخودآگاه به چشم ها فشار می آورید. این باعث سوزش، چشم درد یا سردرد می شود. اگرمی خواهید به بالا نگاه کنید، خیلی ملایم و بدون فشار انجامش دهید.

آیا خستگی و کوفتگی بدن باعث خلسه می شود؟ اگر جواب مثبت است ، می توان خستگی را به بدن تلقین کرد؟ به چه صورت؟

خستگی شدید جسمی خودبخود به خلسه نمی انجامد اما می توان با انجام روش هایی خستگی شدید را به خلسه تبدیل نمود. هر یک از تمرین های وانهادگی اگر در هنگام خستگی زیاد (به ویژه خستگی بعد از ورزش شدید) انجام شوند، فرد وارد خلسه سبک (یا سنگین) می شود.

در مورد تلقین خستگی به بدن: این کار لازم نیست و راحت تر آن است که به جای تلقین خستگی به بدن، چشم ها را خسته کنید. اگر چشم ها خسته شوند، به یک حالت خلسه سبک وارد می شوید که می توان آن را با تمرین مداوم سنگین تر نمود. در این باره به برگه آرمیتی و روش خلسه عمیق در سایت خواب روشن نگاه کنید.

اگر موفق به رویا بینی شدیم ، اگر (درهمان رویا) به خود تلقین کنیم که *دفعه بعد راحت تر میتوانم رویا ببینم* اثر می گذارد ؟؟؟؟ به چه صورت تلقین کنیم خوب است؟
بله. این یکی از شگردهای خواب روشن است و روش آن را با ذکر جزییات در تارنمای خواب روشن منتشر خواهیم کرد. بهترین راه این است که هنگام خواب روشن از یکی از تندارهای رویا (کاراکترهای رویا) بخواهید که دفعه بعد شما را در خواب خودآگاه نماید.
راه دیگر که نتیجه اش بهتر اما انجام آن کمی زمان بر است، ارتباط با پیر درون هست که جزییات آن در سایت نوشته شده و به تدریج تکمیل خواهد شد.

آیا می توان مانند فیلم inception به خواب دیگران رفت و اطلاعاتشان را دزدید؟

خیر. رویدادهای فیلم سرآغاز کاملا تخیلی هستند و امکان ورود به خواب دیگری وجود ندارد.
آنچه در خواب معمولی می بینیم نمادین است و اطلاعات شخصی با جزییات کامل در آن نشان داده نمی شوند. آنچه در خواب روشن شاهدش هستیم بعضی وقت ها نمادین است و بعضی وقت ها حاوی پیامهای روشن و دقیق (بدون اینکه نیاز به تفسیر یا تعبیر آن باشد). اما اینکه بخواهیم به خواب دیگران رفته و بر آنها تاثیر بگذاریم یا اطلاعات شخصیشان را بدزدیم، فقط موضوع فیلم ها و داستان های تخیلی ست.

آیا تو خواب روشن درسهایی رو که در طول روز مطالعه کردیم رو میشه مرور کرد؟
بله. اما نه به همان صورتی که در بیداری درس می خوانید. در خواب روشن امکان خواندن کتاب بسیار کم است (مگر اینکه مهارت زیاد داشته باشید و حتی در این صورت هم راههای بهتری برای مرور درس ها هست). مثلا می توان برای مرور درس هایی که در طول روز خوانده اید، آنها را تجسم نمود یا با به صورت فیلم تجربه کرد. به خاطر سپردن تاریخ ها یا معادلات ریاضی به صورت مستقیم در خواب روشن ساده نیست. اما می توان مثلا معادلات ریاضی یا فیزیک را در عمل و به صورت تصویری تجربه نمود. اما در کل مطالعه در بیداری بهتر جواب می دهد تا مطالعه در خواب روشن.

اول: من هنگام تنفس های آرام شمارشی، در بازدم ها نمیتوانم به آرامی عمل بازدم را انجام بدهم و سریعا از لحاظ جسمی تمایل پیدا میکنم که عمل دم را انجام دهم و بازدم قطع میشود راه حلی برای این مشکل میخواستم.
دوم: من در طول این هفته دو تجربه متفاوت داشتم که میخواهم بدانم آیاخواب روشن یا برونفکنی را تجربه کرده ام؟ بار اول که تو خواب بودم صدای موتور در گوشم بلند شد و احساس کردم از بدنم خارج میشوم ولی پاهایم خارج نمیشد که با تجسم خارج کردم. بنا به گفته رابرت بروس خواستم از جسمم دور بشم و تجسم کردم که از داخل دیوارها عبور میکنم و از جسمم دور شدم ولی هیچ تصویری نمیدیدم و کلا تاریکی بود فهمیدم چشمام باز نیست.بجای تجسم باز شدن چشمام با زور میخواستم بازشون کنم که در این لحظه آگاهیم بین جسم و رویایم رفت و آمد میکرد که از خواب بلند شدم. بار دوم هم که احتمال میدهم خواب روشن باشه بدینصورت که تو خواب برادرم گفت ماشین کنترل نمیشه و به طرف آسمان رفتیم و من آگاه شدم که خواب هستش و شروع کردم به گوش زد به خودم که تو خواب هستم و تصاویر شفاف تر از حد معمول بود.و باز هم آگاهیم بین رویا و جسمم رفت و برگشت میکرد که رویام تموم شد.

مورد اول: اگر مشکل تنگی نفس یا هر نوع مشکل تنفسی دارید، این تمرین را انجام ندهید. اگر مشکل تنفسی ندارید، و در عین حال نمی توانید تمرین را انجام دهید، احتمالا به خاطر سیگار است. ورزش هایی مثل دو یا شنای زیرآبی می توانند کمک کننده باشند.
مورد دوم: در چنین تجربیاتی همواره در نظر داشته باشید که خودآگاهی اصل اول و شاه کلید اساسی ست. اگر در موقع بروز پدیده های موسوم به برونفکنی و خواب روشن، بدانید که الان جسم شما خوابیده است آنچه که تجربه اش می کنید به احتمال زیاد خواب شفاف است. اگر علاوه بر خودآگاهی در کنار یا پیرامون جسم به خواب رفته ی خود، ایستاده یا شناور باشید و قبل از آن حس ارتعاش داشته باشید، آنچه که تجربه اش می کنید به احتمال زیاد برونفکنی ست.

آیا بهتر نیست در کنار شگرد نگاره های آرمیتی از عکسهایی برای به خاطر سپردن یا تجسم کردن استفاده بشه؟

خیر!!
در شگرد نگاره های آرمیتی هیچ تصویر معنی دار نباید به ذهن بیاید. در این تکنیک همینکه متوجه شدید دارید به صحنه ای نگاه می کنید، باید به سرعت هوشیار شده و به پشت پلک ها نگاه کنید. نگاه کردن به صحنه های معنی دار نشان دهنده اینست که هوشیاری خود را از دست داده و در افکار و تصورات خود غرق شده اید (در این تمرین). در حین تمرین اگر متوجه شدید که دارید به یک تصویر یا چشم انداز منسجم و معنی دار یا یک فیلم ذهنی نگاه می کنید، نشانه اینست که به سرعت به خواب خواهید رفت. بنابراین کار شما اینست که هرگونه تصویر یا صحنه یا فیلم ذهنی را پس زده و به نقاط یا پرتوهای نورانی پشت پلک ها که ظاهرا حاصل تحریک عصب های بینایی هستند توجه کنید.

در مورد اینکه ویژگی حرکتها ورفتارها در خواب چگونه است توضیحات بیشتری بدهید تا تمرین ارزیابی واقعیت را با جزییات بیشتری بتوانیم انجام دهیم با تشکر.

تقریبا تمام ویژگی های بیداری ممکن است در خواب بازتولید شوند. اما در ضمن یک سری ویژگی ها هستند که فقط در خواب روی می دهند و در بیداری نمی توان آنها را تکرار نمود. مثلا فشار دادن پا به زمین و فرو رفتن در آن. یا نفس کشیدن زیر آب یا پرواز کردن.
وقتی در خواب پرواز می کنید، اگر در بیداری به اندازه کافی ارزیابی واقعیتِ پرواز کردن را تمرین کرده باشید، به سرعت متوجه خواهید شد که در حال انجام عملی هستید که در بیداری امکان پذیر نیست و دارید رویا می بینید.
از طرف دیگر اگر شک داشته باشید که در رویا هستید یا نه و بخواهید از طریق پرواز کردن دریابید که در رویا هستید یا نه، ممکن است اصلا نتوانید پرواز کنید و در نتیجه آگاه نشوید که در رویا هستید. چنین تجربه ای نشان دهنده اینست که تمرینات روزانه ارزیابی واقعیت به احتمال زیاد از کیفیت و عمق لازم برخوردار نبوده اند.

 

اگر سوالی دارید کلیک کنید.

 

یک دیدگاه

  1. چرا من بعضی موقع ها تا چشمام رو میبندم تصاویر های خیییلی تند از جلوی چشمم میگذرند و بعد ی دفعه احساس میکنم وارد یک ترن میشم و همش ب طور مداوم از بالا به پایین پرت میشم و البته به صورت دردناک و ترس شدیددر حالی که خودم با خودم تکرار میکنم این یه قسمت از خوابته که برای ورود به دنیای رویا است و تو این حالت انگار کاملا بیدارم ولی خب توانایی حرکت دادن بدنم رو برای رهایی ازین وضعیت ندارم. این چجور خوابی است؟چرا وقتایی که توی کلاس چرت میزنم حتی چرت کوتاه خواب میبنیم ولی یادم نمیاد؟و کلا حس میکنم از اولی ک ب خاب میرم تا اخر مشغول خواب دیدنم؟وصبح خسته ام؟

پاسخی بگذارید

error: