خانه / روش ها / شگرد سرسنگینی
  • شگرد نماد

    این روشی خواب آغاز است. شگردهای خواب آغاز برای کسانی طراحی شده اند که یا متاهل هستند و یا روزها کار می کنند و به این دلایل یا دلایل مشابه نمی توانند تمرینات خواب روشن را در نیمه شب یا سحر انجام دهند.

  • شگرد سرسنگینی

    این شگردی هوشیارآغاز است و تمرین کننده با اجرای مرتب آن مستقیما پدیده خروج از جسم را تجربه می کند.

شگرد سرسنگینی

این شگرد هوشیار آغاز است و رویابین با انجام آن یکراست از بیداری پرواز از بدن را تجربه می کند. برای این دستاورد بایسته است که سه تا چهار هفته بدون شکستگی (هر روز) آن را انجام داد. اگرچه دانش قبلی تمرین کننده هم درباره خواب روشن، رویابینی و پدیده خروج از پیکر بسیار ارزشمند است و اگر هیچ اطلاعی از این موضوعات نداشته و تنها با خواندن این شگرد آغاز به تمرین کند، ای بسا که به نتیجه نرسد یا دستاورد او نیمه کاره و ناقص باشد.

نکته مهم: اگر میگرن یا سردردهای مکرر دارید این تمرین را انجام ندهید.

شگرد سرسنگینی ویژه کسانی ست که روزها  نزدیک به دو تا دوساعت و نیم وقت آزاد دارند (بهتر است که پس از نیمروز باشد). و برای دانش آموزان یا شاغلان شاید مناسب نباشد.  اگرچه این تمرین را می توان نیمه شب با شگرد کمکی بازخوابی در هم آمیخت یا وقت سحر پس از بیدار شدن هم انجام داد ولی برای نوآموزان اجرای آن در شب یا در تاریکی هوا سفارش نمی شود.

زمان و مدت اجرای شگرد: بنابراین برای اجرای درست شگرد سرسنگینی بایسته است که خواب خود را دو بخشی کنید: بخش بیشتر آن در شب و بخش کمتر آن (یک تا یک و نیم ساعت) در روز بخوابید. برای نمونه اگر شب ها هشت ساعت می خوابید، زمان خواب را به هفت یا شش و نیم ساعت کاهش دهید. اگر همچنان هشت ساعت بخوابید و روزها هم این شگرد را تمرین کنید، به گمان بسیار بهره ای از آن نمی برید.

این شگرد از پنج گام درست شده:

گام نخست: همانطور که نوشته شد، خواب خود را دو بخشی کنید. بخش بیشتر آن را در شب و یک تا یک و نیم ساعت از آن را در روز هزینه کنید. نکته بسیار پر ارج اینست که از پیش روشن کنید چه ساعت از روز می خواهید تمرین را انجام دهید. برای بهروه وری درست نیاز به دوساعت زمان دارید. (یک تا یک و نیم ساعت برای خواب و حدودا نیم ساعت برای آماده سازی. اگر برای نمونه می خواهید از ساعت یک تا سه بعد از ظهر این شگرد را انجام دهید، هر روز سر همین ساعت آن را اجرا کنید. اگر هر روز زمان دو ساعتی تمرین را دگرگون کنید، باز هم دستاورد خوبی خواهید داشت اما زمان رسیدن به نتیجه ممکن است بیشتر از سه تا چهار هفته باشد.

گام دوم: در بامداد پس از برخاستن از بستر و پیش از اینکه روز را آغاز کنید، بیست دقیقه تا نیم ساعت برای مطالعه زمان بگذارید. البته این را می توان در طول روز هم انجام داد و در این صورت حتما از همان آغاز روز، بیست دقیقه مطالعه را یکجایی در برنامه روزانه خود بگنجانید. توجه داشته باشید: آنچه که در آغاز روز می خوانید یا کارهایی که در یک ساعت نخست پس از بیداری انجام می دهید، تاثیر زیادی بر شما خواهند گذاشت و به گمان بسیار تا پایان روز ذهن شما را به خود مشغول می کنند.

برای مطالعه در این بیست دقیقه کتابی انتخاب کنید که با موضوع آگاهی، خواب و رویا در ارتباط باشد اما مذهبی یا عرفانی یا تعبیر خواب بقالی سر کوچه نباشد. کتابهای مذهبی یا عرفانی که در کشور منتشر می شوند، مطالبشان به شدت غیر قابل اعتماد است. این کتابها یا قدیمی هستند یا سانسور شده اند یا نویسنده خود را سانسور کرده است یا سراسر آمیخته با خرافات کهن و اندیشه های پوسیده است. بهترین نمونه ها برای مطاالعه، کتاب های روانشناسی درباره ذهن و جنبه های گوناگون آن یا کتاب های فلسفی از نویسنده های معتبرست که با موضوع فلسفه ذهن، آگاهی یا زیر شاخه های آن به نگارش در آمده باشند. 

در این بیست دقیقه که کتاب را مطاالعه می کنید، سه یا چهار بار واقعیت را ارزیابی کنید. ارزیابی واقعیت اینگونه انجام می شود که لحظه ای چشم خود را از کتاب برداشته و به دور دست خیره شوید. پس از حدود بیست تا سی ثانیه دوباره به متن کتاب نگاه کرده و ببینید که دگرگون شده است یا نه. در آن بیست تا سی ثانیه از خود بپرسید: خواب هستم یا بیدار؟ وقتی که دوباره به کتاب نگاه می کنید، کلمات و جملات منطقا نباید تغییر کرده باشند. بنابراین بیدار هستید. اگر انجام این تمرین به نظرتان بدیهی یا خنده دار یا ساده لوحانه می رسد، احتمالا بخش های مربوط به ارزیابی واقعیت و ذهن پرسشگر  را نخوانده اید.

گام سوم: در این گام خود را برای اجرای بخش اول شگرد سرسنگینی آماده کنید. می توان گام دوم و سوم را به هم پیوست و نیز می توان آن دو را جدا از هم انجام داد (بسته به کار و برنامه روزانه):

نخست دراز کشیده و به پهلو بخوابید. یک دست را زیر گونه و دست دیگر را روی ران بگذارید (اگر به پهلوی راست خوابیده اید دست راست را زیر گونه راست و دست چپ را در امتداد بدن روی ران چپ بگذارید و برعکس). در این جایگاه بدن خود را تا آنجا که در راحت ترین حالت قرار بگیرد جابجا کنید.

برای تن آرامی و ورود به حالت آرمیتی، از شگرد سنگینی پلک ها که در برگه شگردهای آرمیتی نوشته شده، استفاده کنید. پس از نزدیک به پنج تا هفت دقیقه که این تمرین را انجام دهید پلک های شما بسیار سنگین می شوند و امکان باز کردن آنها را نخواهید داشت. توجه داشته باشید که فقط در این صورت شگرد سرسنگینی کار می کند. اگر چشم ها باز شوند، نشان می دهد که به حالت آرمیتی سبک وارد نشده اید و اجرای گام های بعدی بیهوده اند.

باز شدن چشم ها نشان می دهد که شگرد سنگینی پلک ها را درست انجام نمی دهید. گمان دیگر اینست که بدنتان نیازی به خواب ندارد. شاید هم به دلایل شخصی بیش از اندازه مضطرب یا درگیر نگرانی های گوناگون هستید. در همه این موارد انجام شگرد سنگینی پلک ها نصفه و نیمه خواهد بود. اگر در این گام توانایی آرام کردن خود را ندارید، سفارش می کنیم که تمرین را بشکنید و شگرد سنگینی پلک ها را در روزها و ساعات آینده آنقدر تمرین کنید تا به تن آرامی یا آرمیتی سبک وارد شوید. نشانه ورود به حالت آرمیتی سبک اینست که پلک ها آنقدر خسته و سنگین شده اند که نمی خواهید یا نمی توانید بازشان کنید. اگر در اجرای این شگرد استاد شده باشید، تنها با دو تا سه بار باز و بسته کردن پلک ها (یک تا دو دقیقه) به آرمیتی سبک وارد خواهید شد.

گام چهارم: اکنون هوشیاری خود را به پیشانی و سر متمرکز کنید. کوشش کنید که چشم ها، گودی یا جای چشم ها در چهره، ابروها و پیشانی را با هوشیاری خود لمس کنید. به دیگر سخن، آنها را حس کنید و هوشیاری خود را مدام روی نقاط گوناگون چهره و پیشانی حرکت دهید. و این حرکت هوشیاری را به سر، فرق سر، پشت سر و موها گسترش دهید. اگر پیش تر تمرینات یوگانیدرا یا شگرد پَرماسی خواب روشن را انجام داده باشید، متوجه خواهید شد که منظور از حرکت دادن هوشیاری روی نقاط گوناگون سر و چهره چیست. هر چه بیشتر هوشیاری خود را روی نقاط گوناگون سر و چهره جابجا کنید، سرتان سنگین تر و سنگین تر می شود. پس از چند دقیقه که توجه خود را روی سر و بخش بالایی چهره چرخانده اید، ماهیچه های صورت، پیشانی و سر تا حد زیادی سفت و سخت شده اند و سرتان سنگین می شود. این سنگینی نه تنها آزار دهنده نیست بلکه ممکن است شما را هر لحظه به خواب ببرد.

همین که در سر، پیشانی و بخش بالایی چهره احساس سنگینی و سفتی کردید، هوشیاری خود را بر صدایی درونی که در سرتان می پیچد متمرکز نمایید. برای این کار مستقیم به جلو نگاه کنید (چشم ها بسته هستند). با نگاه کردن به جلو در حالی که چشم ها بسته هستند، صداهای درونی به تندی بلند می شوند و شما را در خود می گیرند. اگر نگاهتان را به چپ یا راست یا بالا یا پایین بیندازید، صداهای درونی به پس زمینه می روند و ممکن است در چنبره خیالات یا اندیشه های گوناگون گرفتار شوید.

صدای درونی که هنگام اجرای این تمرین در سر می شنوید، به گمان بسیار یکی از صداهای زیر یا آمیزه ای از آنها خواهد بود: صدای زنگ کشیده و دنباله دار و پیوسته، صدای سشوار، صدای وزوز زنبور یا صدای باد شدید. ممکن است این صداها پیاپی با هم بیامیزند یا یکی به دیگری دگرگون شود یا ای بسا که یکی از این صداها بسیار بلند شوند. این لحظه ای ست که در آستانه خواب قرار دارید و هر آن ممکن است به خواب روید. اگر صداها را می شنوید و در ضمن بی خوابی به سرتان زده، یک جای شگرد را درست انجام نداده یا شرایط آن را رعایت نکرده اید. 

ولی اگر به شدت خواب آلود شده اید، کوشش کنید که هوشیاری خود را نگه دارید و همزمان به صداهای درونی گوش دهید.لحظه ای می رسد که یکی از صداهای درونی بسیار برجسته می شود و همه ی صداهای دیگر یا محو می شوند یا به پس زمینه می روند. در این حالت لرزش بسیار شدیدی در سر و صورت خود حس خواهید کرد که به ملایمت یا به تندی در همه بدن پخش می شود. توجه کنید که در این حالت بدن شما نمی لرزد و از دید ناظر بیرونی، به راحتی خوابیده اید ولی از دید خودتان هنوز بیدار هستید هر چند که بدن خوابیده است. در واقع شما در حال تجربه ی بختک اختیاری یا فلج خواب آگاهانه هستید یعنی زمانی که جسم در خواب و ذهن بیدار است. برای اینکه از جسم خود خارج شوید، چشم ها را باز کنید!

اگر تا اینجای شگرد را به درستی انجام داده باشید پلک های شما به شدت سنگین و بسته هستند و ماهیچه های اطراف آنها از کار افتاده است. بنابراین امکان باز کردن آنها وجود ندارد. وقتی که ذهن خود را بر باز کردن چشم ها متمرکز کرده و برای باز کردن آنها تلاش می کنید، بینایی یا چشم های ستاره ای شما باز می شوند و اتاق یا فضای اطراف را از دید پرتو ستاره ای خود می بینید. در این حال چون بدن شما سنگین شده و توانایی حرکت ندارد، ممکن است دچار توهمات دیداری شده و موجوداتی را ببینید یا حس کنید که در کنار شما یا بر سینه تان نشسته اند. اگر شگرد را همانطور که نوشته شد در هنگام روز اجرا کرده باشید، هوشیاری شما بسیار تیزتر و بخش منطقی ذهن شما بیدارتر خواهد بود و از دیدن این موجودات توهمی کمتر دچار ترس می شوید. همین که آگاهی و توجه خود را از این موجودات برداشته و به جاهای دیگر اتاق متمرکز کنید، مانند بادبادکی در فضا شناور شده و خود را همانجا خواهید یافت ضمن اینکه موجوداتی که در نظرتان آمده فورا ناپدید می شوند. در این حالت شدت روشنایی و رنگ های اتاق یا فضای اطراف آنقدر زلال و حس سبکی و پرواز چنان مهیج و بی مانند است که ممکن است از شدت هیجان به تندی بیدار شده و به حالت عادی برگردید در حالی که شگفت زده  در جای خود میخکوب شده و تا چند دقیقه توانایی جنبش نخواهید داشت.

مهمترین نکته شگرد سرسنگینی اینست که در سراسر گام چهارم به خروج از بدن فکر نکنید بلکه هوشیاری خود را بر لمس ذهنی سر، پیشانی و بخش بالایی چهره (چشم ها و ابروها و ماهیچه های اطراف آنها) نگه دارید و سپس به صداهای درونی همانگونه که بازنمود شد، گوش دهید.

همچنین ببینید

ویدیوی آموزشی رویای شفاف (تهیه شده توسط سایت راستمرد)

ویدیویی که در ادامه ملاحظه می کنید با نام “راهنمای جامع رویابینی شفاف” از وبسایت …

شگرد میلام یا یوگای نور روشن بخش دوم

شگرد میلام از پنج گام تشکیل شده. گام اول را در طول روز و چهار …

شگرد میلام یا یوگای نور روشن بخش نخست

دالایی لاما یک زمانی گفته بود: دو روز در سال هست که آدم هیچ کاری …

یک دیدگاه

  1. ممنون به خاطر شگرد. این یکی رو هیچ جا ندیده بودم.

پاسخی بگذارید

error: